یک فکر مزاحم یک فکر ناخواسته است که به ذهن شما خطور می کند. شما می توانید این فکر را به صورت زیر تجربه کنید:
ممکن است توسط چیز دیگری تحریک شود. یا ممکن است بدون هیچ دلیل واضحی به ذهن شما خطور کند.
افکار مزاحم بسیار رایج هستند. تخمین زده می شود که ما هر روز هزاران فکر داریم. از آنجایی که ما افکار بسیار متفاوتی داریم، برخی از آنها تصادفی، بی معنی یا گیج کننده خواهند بود.
گاهی اوقات افکار مزاحم ممکن است ترسناک، شرم آور یا توهین آمیز به نظر برسند. آنها ممکن است بر خلاف ارزش ها یا اعتقادات ما باشند. به عنوان مثال، ممکن است در مورد آسیب رساندن به کسی فکر کنید. این می تواند برای شما تکان دهنده و ناراحت کننده باشد.
ما نمی توانیم افکار مزاحم را کنترل کنیم یا از شر آنها خلاص شویم. اما فقط به این دلیل که یک فکر به ذهن شما می رسد، به این معنی نیست که شما با آن موافق هستید یا درست است.
برای ما مبتلا به OCD، افکار مزاحم می توانند به وسواس تبدیل شوند. و کارهایی که برای خلاص شدن از شر افکار مزاحم انجام می دهیم، می توانند به اجبار تبدیل شوند.
همه افکار مزاحم دارند - آنها اغلب در ذهن شما ظاهر می شوند و سپس ناپدید می شوند. اما در ذهن ما مبتلایان به OCD، آنها بیپایان نشخوار میکنند و در نتیجه، ما معتقدیم که چیزی در مورد اینکه ما چه کسی هستیم میگوید.
وسواس زمانی اتفاق می افتد که مدیریت افکار مزاحم ما بسیار سخت است. آنها به ما احساس ناراحتی می کنند و تأثیر منفی بر زندگی روزمره ما می گذارند. نگرانی ها و تردیدهای ما ممکن است در ذهن ما گیر کند. ما ممکن است نگران این باشیم که منظور آنها چیست یا اینکه چرا از بین نخواهند رفت.
ممکن است احساس کنید که نمی توانید آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید یا مشکلی در شما وجود دارد که باید آن را پنهان کنید. ممکن است از اینکه قادر به داشتن چنین افکاری هستید، شوکه یا مضطرب شوید.
در طول روز افکار ناخواسته ای به من دست می دهد، که بسیار ناراحت کننده است و بر توانایی من در تعامل با دیگران و تمرکز بر مطالعاتم تأثیر می گذارد.
اجبارها کارهای تکراری هستند که احساس می کنید باید برای کاهش ناراحتی یا عدم اطمینان ناشی از وسواس فکری انجام دهید.
ممکن است احساس کنید باید به انجام اجبار ادامه دهید تا زمانی که ناراحتی یا شک شما برطرف شود و اوضاع دوباره درست شود. شاید بدانید که انجام یک اجبار منطقی نیست. اما هنوز احساس می کنید که نمی توانید در برابر انجام آن مقاومت کنید.
اجبار ممکن است در ابتدا احساس بهتری در شما ایجاد کند. اما ممکن است متوجه شوید که هر چه بیشتر یک اجبار را انجام دهید، اصرار برای انجام مجدد آن بیشتر می شود. این می تواند وسواس و پریشانی را در درازمدت افزایش دهد و می تواند به چرخه غیر مفیدی از افکار و رفتار منجر شود.
اجبار می تواند بسیار وقت گیر، خسته کننده و طاقت فرسا باشد. آنها ممکن است مانع از ادامه زندگی روزمره یا انجام کارهایی شوند که می خواهید انجام دهید.
اجبار می تواند:
بدون اینکه متوجه باشم، شروع به انجام تشریفات کردم تا سعی کنم از شر این افکار خلاص شوم - "اجبارهایم". من هیچ آگاهی نداشتم که چه خبر است.
هر چیزی ممکن است اجباری شود. اگر بتوانید آن را انجام دهید، بگویید یا فکر کنید، ممکن است اجباری شود. گاهی اوقات این اجبار به وضوح با چیزی که شما نگران آن هستید مرتبط است. و گاهی اوقات کمتر مشخص خواهد شد. انواع اجبارهایی که انجام می دهید ممکن است در طول زمان تغییر کنند.
چند نمونه از اجبار در زیر ذکر شده است. انجام برخی از این کارها به این معنی نیست که شما OCD دارید. و ممکن است OCD داشته باشید اما اجبارهای متفاوتی نسبت به موارد ذکر شده در اینجا داشته باشید.
ممکن است به طور مکرر بررسی کنید: