گاهی اوقات OCD به "انواع" تقسیم می شود. به عنوان مثال، ممکن است بشنوید که مردم در مورد "OCD آلودگی" به معنای وسواس و اجبار در مورد کثیفی یا میکروب ها صحبت می کنند.
برای برخی از ما، برچسب زدن OCD به این شکل مفید است. ممکن است درک OCD خود یا یافتن دیگران با تجربیات مشابه را آسانتر کند.
یا ممکن است این نوع برچسب زدن را بی فایده بدانیم. ممکن است وسواسها و اجبارهایی داشته باشیم که در یک «نوع» رایج قرار نگیرند. یا برچسب زدن OCD ما به عنوان یک نوع خاص ممکن است تشخیص وسواس های جدید یا اجبارهایی را که با این نوع مناسب نیستند دشوارتر کند.
ممکن است ترجیح دهید از کلمه "تم ها" برای توصیف موضوعات مختلف وسواس ها و اجبارهای خود استفاده کنید. ممکن است یک موضوع یا تم های مختلف داشته باشید. ممکن است به مرور زمان تغییر کنند یا بیایند و بروند. برخی از موضوعات ممکن است شما را بیشتر از بقیه آزار دهند.
برخی از پزشکان یا درمانگران ممکن است در مورد انواع مختلف OCD صحبت کنند. اما انواع مختلف OCD تشخیص های جداگانه ای نیستند.
این نکته مهمی است که در مورد OCD باید به خاطر بسپارید. با ما تغییر می کند و توسعه می یابد. همیشه سعی میکند آنچه را که بیشتر احساس ناامنی و آسیبپذیری میکنیم به تصویر بکشد
OCD می تواند به هر چیزی متصل شود. اگر بتوانید به آن فکر کنید، می تواند به یک وسواس یا موضوع OCD تبدیل شود.
برخی از موضوعات رایج تر از بقیه هستند. اما اگر موضوعی دارید که کمتر رایج است، این بدان معنا نیست که OCD شما واقعی نیست. یا اینکه شما کمتر از دیگران لایق حمایت هستید.
اینها نمونه هایی از تم ها یا انواع OCD هستند.
وحشت مطلق گرفتن جان یک نفر را تصور کنید. حالا تصور کنید که بیش از ده بار در روز این فکر را داشته باشید - و نتوانید از شر آن خلاص شوید
اعمالی مانند دست زدن به یک وسیله متعلق به شخص دیگری منجر به ایجاد افکار وسواسی در مورد آسیب دیدن خودم می شود