به لیستهای زیر نگاه کنید و از خودتان بپرسید که چند بار در روز یا هفته، خودتان چیزهای یکسانی را میگویید یا به آنها فکر میکنید. البته همه والدین گاهی اوقات این نوع نظرات را در مورد فرزندانشان بیان میکنند. اما والدین کودکانی که مبتلا به ADHD هستند، همچنان رفتارهای یکسانی را روزانه و برای مدت طولانی - مدتها پس از پیشرفت سایر کودکان - مشاهده میکنند.
«انگار همیشه در حال خیالپردازی هستند. وقتی با آنها صحبت میکنم هیچوقت جواب نمیدهند. نمیدانم صدایم را میشنوند یا نه.»
«آنها همه چیزشان را از دست میدهند. از وقتی مدرسه شروع شده، مجبور شدهام چهار ظرف غذای جدید بخرم.»
«از آنها میخواهم که به اتاقشان بروند و لباس بپوشند، و ده دقیقه بعد میبینم که فقط با پیراهنشان دارند با اسباببازیهایشان بازی میکنند.»
«آنها نمیتوانند آنچه را که یاد میگیرند به خاطر بیاورند، زیرا دستورالعملها و توضیحات مدرسه را از دست میدهند. با اینکه ما شبها خیلی سخت روی تکالیف مدرسهشان کار میکنیم، روز بعد همه چیز را فراموش میکنند.»
بعضی از معلمها آنها را «دانشآموز فضایی»، «کمآموز»، «خنگ» یا «دانشآموز تصادفی» خود نامیدهاند.
«آنها هرگز آرام نمیشوند. شما هرگز نمیتوانید آنها را وادار کنید که بنشینند تا غذایشان را تمام کنند یا برای خواب آماده شوند.»
«آنها مدام حرف شما را قطع میکنند. وقتی او در اتاق است، نمیتوانید مکالمهی مناسبی داشته باشید.»
«آنها هرگز قبل از عمل فکر نمیکنند. آنها میدانند که نباید قبل از توقف برای نگاه کردن از خیابان عبور کنند، اما همیشه این کار را میکنند. من نگران امنیت آنها هستم - آنها اصلاً امنیت ندارند.»
«آنها خارج از نظم عمل میکنند - مثلاً میگویند «آماده... شلیک... هدف.»»
«همکلاسیهایشان از آنها خوششان نمیآید. او همیشه «سرشان کلاه میرود». هیچکس آنها را به خانهشان دعوت نمیکند. آنها همیشه باید اول باشند و همه چیز باید باب میلشان باشد.»