علل اختلال دوقطبی در زنان  

محل لوگو

علل اختلال دوقطبی در زنان


 

علل دقیق اختلال دوقطبی به خوبی شناخته نشده است، اما متخصصان معتقدند که عوامل متعددی در ایجاد این بیماری نقش دارند. تصور می‌شود علل اساسی اختلال دوقطبی برای مردان و زنان یکسان است.

بیشتر تحقیقات نشان می‌دهد که سه عامل اصلی که در ایجاد اختلال دوقطبی نقش دارند عبارتند از:

  1. سابقه خانوادگی: زنانی که سابقه خانوادگی اختلال دوقطبی دارند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری هستند. زنانی که در دوران کودکی شاهد دوره‌های دوقطبی یکی از اعضای خانواده خود بوده‌اند، ممکن است در بزرگسالی نیز بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری باشند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که یک مؤلفه ژنتیکی برای این بیماری وجود دارد، با این حال، یک «ژن دوقطبی» قطعی وجود ندارد.
  1. زیست‌شناسی مغز : شکل مغز در بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی متفاوت است و این ممکن است در وضعیت آنها نقش داشته باشد. برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی حجم کمتری از ماده خاکستری در مغز دارند که تصور می‌شود در تکانشگری و تنظیم خلق و خو نقش دارد.
  1. عوامل استرس‌زای بیرونی: اعتقاد بر این است که استرس و تروما نیز در ایجاد اختلال دوقطبی در افرادی که زمینه ژنتیکی دارند، نقش دارند. کمبود خواب و دوره‌های آشفتگی شخصی، پیش‌زمینه‌های رایج شروع اختلال دوقطبی هستند. اعتقاد بر این نیست که تروما و استرس به تنهایی باعث ایجاد این بیماری می‌شوند.

انواع اختلال دوقطبی که زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد

چهار نوع اصلی اختلال دوقطبی هم مردان و هم زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ویژگی‌های خاص هر کدام، تأثیر متفاوتی بر جنسیت‌ها دارد. بیایید نگاهی به هر یک از آنها بیندازیم.

اختلال دوقطبی نوع یک: شیدایی

اختلال دوقطبی نوع یک شامل دوره‌های شیدایی است که حداقل یک هفته طول می‌کشد. وقتی زنی شیدایی را تجربه می‌کند، انرژی بیش از حدی خواهد داشت، با سرعتی سریع‌تر از حد معمول صحبت می‌کند و به اندازه معمول نیاز به خواب نخواهد داشت. او همچنین احساس خودبزرگ‌بینی خواهد داشت یا معتقد است که توانایی‌هایی دارد که واقع‌بینانه نیستند. شیدایی شدید است و باعث مشکلات جدی در محل کار، خانه و زندگی اجتماعی زن می‌شود. مطالعات نشان داده است که شیدایی در زنان مبتلا به اختلال دوقطبی به اندازه مردان شایع نیست، اگرچه زنان نیز شیدایی را تجربه می‌کنند.

بیشتر زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک، یک دوره افسردگی اساسی را نیز تجربه خواهند کرد، اگرچه برای تشخیص اختلال دوقطبی نوع یک الزامی نیست. اگر شیدایی (مانیا) یک حالت «بالا»ی شدید باشد، افسردگی در نقطه مقابل آن «پایین» است. در طول یک دوره افسردگی، زنان انرژی بسیار کمی دارند، ممکن است آهسته‌تر صحبت کنند و حرکت کنند و دائماً احساس خستگی کنند که منجر به خواب بیشتر می‌شود.

اختلال دوقطبی نوع دو: افسردگی

در اختلال دوقطبی نوع دو، افسردگی ویژگی برجسته‌تری است. زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو، یک دوره افسردگی را تجربه می‌کنند که حداقل دو هفته طول می‌کشد. اگر به درستی درمان نشود، این دوره‌ها می‌توانند ماه‌ها ادامه داشته باشند. در طول یک دوره افسردگی، زنان اغلب احساس پوچی می‌کنند، در انجام وظایف روزمره خود مشکل دارند و حتی به خودکشی فکر می‌کنند.

زنانی که با اختلال دوقطبی نوع دو زندگی می‌کنند، دوره‌ای از هیپومانیا را نیز تجربه می‌کنند که چهار روز طول می‌کشد. هیپومانیا به شدت یک دوره شیدایی نیست و به اندازه یک دوره شیدایی طول نمی‌کشد. در واقع، اکثر زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو معمولاً قبل از هیپومانیا، تحت درمان افسردگی قرار می‌گیرند، زیرا هیپومانیا اغلب یک تغییر خوشایند با افزایش انرژی است.

 .

اختلال سیکلوتایمی: علائم مختلط مداوم

افرادی که با اختلال سیکلوتایمی زندگی می‌کنند، علائم خفیف‌تری از افسردگی و هیپومانیا دارند. اگرچه علائم سیکلوتایمی به شدت دوره‌های افسردگی یا شیدایی کامل نیستند، اما بیشتر دیده می‌شوند. اکثر زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک و دو، دوره‌هایی از ثبات نسبی را بین دوره‌های شیدایی یا افسردگی تجربه می‌کنند. با این حال، زنان مبتلا به اختلال سیکلوتایمی حداکثر فقط حدود دو ماه بین دوره‌ها فاصله دارند.

برای تشخیص اختلال سیکلوتایمی، یک زن باید در طول دو سال علائم افسردگی و هیپومانیا را بدون داشتن دوره‌های کامل افسردگی یا شیدایی تجربه کند. او باید در بیشتر این دو سال علائم را داشته باشد و بیش از دو ماه بدون علائم نباشد.

اختلال دوقطبی نامشخص

برخی از زنان اختلال دوقطبی نامشخصی را تجربه می‌کنند که در آن علائم افسردگی یا (هیپومانیک) را تجربه می‌کنند. با این حال، این علائم به اندازه کافی شدید نیستند یا به اندازه کافی طولانی نیستند که در یکی از دسته‌های فوق قرار گیرند.

این بدان معنا نیست که زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نامشخص با بسیاری از چالش‌های مشابه زنان مبتلا به سایر اشکال دوقطبی مواجه نیستند. این به سادگی به این معنی است که علائم آنها به طور متفاوتی بروز می‌کند.

علائم اختلال دوقطبی در زنان

بسیاری از علائم برای مردان و زنان یکسان است. علائم اختلال دوقطبی بسته به نوع دوره‌ای که یک زن تجربه می‌کند، می‌تواند به طرز چشمگیری متفاوت باشد.

همانطور که در بخش بالا اشاره شد، دوره‌های شیدایی زنان می‌تواند به دلیل انرژی فراوان، مشکلات جدی در محل کار و خانه ایجاد کند. این اغلب منجر به فعالیت‌های تکانشی یا ناامن، مانند رابطه جنسی محافظت نشده یا مصرف بیش از حد الکل می‌شود.

در طول یک دوره افسردگی، زنان ممکن است دیگر به فعالیت‌هایی که قبلاً برایشان شادی‌آور بود، علاقه‌ای نداشته باشند، احساس مداوم بی‌ارزشی داشته باشند و در حفظ بهداشت شخصی دچار مشکل شوند.

بیایید نگاهی به برخی از روش‌های خاص تأثیر علائم دوقطبی بر زنان بیندازیم.

شروع دیرهنگام علائم اختلال دوقطبی

به طور متوسط، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی حدود بیست و یک سالگی تشخیص داده می‌شوند. با این حال، زنان اکثریت افرادی را تشکیل می‌دهند که علائم آنها در سنین بالاتر، بین چهل و پنج تا چهل و نه سالگی، شروع می‌شود. زنان نه تنها شروع علائم دیرتر دارند، بلکه به دلیل تشخیص نادرست، با تأخیر طولانی‌تری در درمان نیز مواجه هستند. طبق یک مطالعه، در حالی که یک مرد به طور متوسط ​​هفت سال بین شروع علائم و درمان تأخیر دارد، یک زن به طور متوسط ​​۱۱ سال تأخیر دارد .

خطر بالاتر افسردگی برای زنان مبتلا به اختلال دوقطبی

زنان مبتلا به اختلال دوقطبی بیشتر از مردان مبتلا به همین بیماری، علائم شدید افسردگی را تجربه می‌کنند. همچنین احتمال بیشتری وجود دارد که آنها در طول یک دوره افسردگی، روان‌پریشی را تجربه کنند، که در آن ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهند و این می‌تواند منجر به توهم، پارانویا و هذیان شود.

از آنجا که زنان بیشتر از مردان احتمال دارد که افسردگی را به عنوان علامتی از اختلال دوقطبی داشته باشند، احتمال تشخیص اشتباه اختلال افسردگی اساسی نیز در آنها بیشتر است. این امر می‌تواند در تأخیر در درمان زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نقش داشته باشد.

اختلال دوقطبی و ارتباط آن با قاعدگی و بارداری

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد چرخه قاعدگی یک زن بر نحوه تجربه علائم اختلال دوقطبی او تأثیر می‌گذارد. زنان مبتلا به اختلال دوقطبی بیشتر از اکثر زنان احتمال دارد اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD) را تجربه کنند. نشان داده شده است که نوسانات هورمونی ناشی از چرخه قاعدگی یک زن، علائم افسردگی، شیدایی و هیپومانیا را بدتر می‌کند، اگرچه باعث اختلال دوقطبی نمی‌شود.

بارداری همچنین بر برخی از زنان مبتلا به اختلال دوقطبی تأثیر می‌گذارد، زیرا آنها خطر بیشتری برای تجربه یک دوره شیدایی یا افسردگی بلافاصله پس از زایمان دارند. همچنین، زنانی که پس از یک زایمان یک دوره شیدایی یا افسردگی داشته‌اند، به احتمال زیاد پس از بارداری‌های بعدی نیز همان تجربه را خواهند داشت.

زنانی که اختلال دوقطبی دارند، نسبت به جمعیت عمومی، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به روان‌پریشی پس از زایمان هستند. این شامل توهماتی است که در آن چیزهایی را می‌شنوند، می‌بینند، بو می‌کنند، می‌چشند یا احساس می‌کنند که وجود ندارند. هذیان‌ها، یا باورهای قوی که مبتنی بر واقعیت نیستند، و همچنین پارانویا، از علائم رایج روان‌پریشی پس از زایمان هستند. این یک بیماری جدی پزشکی است که نیاز به توجه فوری دارد.

الگوهای مختلف علائم در زنان مبتلا به اختلال دوقطبی

زنانی که با اختلال دوقطبی زندگی می‌کنند، نسبت به مردان، بیشتر مستعد الگوهای علائم خاصی هستند. مثال‌ها عبارتند از:

  • دوره‌های مختلط که در آن علائم افسردگی و شیدایی همزمان وجود دارد
  • چرخه سریع، که در آن خلق و خوی آنها به سرعت بین افسردگی و (هیپ)مانیا تغییر می‌کند
  • دوره‌های کوتاه‌تر پایداری بین دوره‌های (هیپومانیک) و افسردگی

این الگوهای علائم منحصر به زنان نیستند، اما می‌توانند در شناسایی اختلال دوقطبی در زنان مفید باشند.

  انتشار : ۲۲ آذر ۱۴۰۴               تعداد بازدید : 48
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما