عوارض لابیاپلاستی نادر است، اما ممکن است برخی عوارض جانبی موقت جراحی لابیاپلاستی وجود داشته باشد. بنابراین، بیشتر خطرات، همانهایی هستند که با انواع جراحی مرتبط هستند: عفونت، لخته شدن خون، تورم یا خونریزی بیش از حد، جای زخم ضعیف، ناراحتی جسمی یا نتایج نامطلوب از لابیاپلاستی .
باز هم، این موارد به ندرت اتفاق میافتند، اما بیایید تک تک آنها را بررسی کنیم تا شما درک بهتری از عوارض احتمالی که ممکن است با این جراحی رخ دهد، داشته باشید.
علیرغم شرایط استریل در بیمارستان یا مرکز جراحی و جزئیاتی که برای ایمنی بیمار ارائه شده است، عفونت باکتریایی پس از لابیاپلاستی یا هر نوع جراحی در ناحیه جراحی همچنان یک خطر بالقوه است.
مراقبت دقیق پس از عمل و پایبندی به مصرف آنتیبیوتیکهای تجویز شده میتواند این خطر را کاهش دهد، اما اگر متوجه علائم عفونت (تب بالا و مداوم، قرمزی و گرمای شدید، تورم ناهموار و غیره) شدید، فوراً با جراح واجد شرایط خود تماس بگیرید.
بیحرکتی طولانی مدت پس از جراحی میتواند منجر به تشکیل لخته خون شود. به همین دلیل است که حرکت پس از جراحی بسیار مفید است. البته، حرکت بیش از حد ممکن است باعث افزایش فشار خون شود که خود میتواند مشکلاتی را ایجاد کند.
این کار میتواند در لابیاپلاستی دشوار باشد . خوشبختانه، درد و تورم شدید باید کوتاه مدت باشد، که امکان حرکت آسانتر بلافاصله پس از جراحی را فراهم میکند. همچنین، خطر کم است.
تورم پس از لابیاپلاستی یک علامت شایع پس از عمل است، اما تورم بیش از حد نیز میتواند رخ دهد و این میتواند عوارض بیشتری ایجاد کند. جراح واجد شرایط و باتجربه شما به شما خواهد گفت که چه چیزی را باید مراقب باشید و چگونه تورم را کاهش دهید. در بیشتر موارد، تورم مداوم، ناهموار یا بدتر شونده باید مورد توجه قرار گیرد.
اگرچه مقداری خونریزی پس از لابیاپلاستی قابل انتظار است، اما خونریزی بیش از حد نیاز به توجه فوری دارد. به بیماران در مورد علائم خونریزی بیش از حد آموزش داده میشود و در صورت ادامه خونریزی بیش از مدت زمان مورد انتظار، به آنها توصیه میشود با جراح پلاستیک خود تماس بگیرند.
جای زخم میتواند بسته به واکنشهای بهبودی فرد متفاوت باشد. برخی از افراد پس از برش، مستعد ایجاد جای زخمهای قابل توجهتری هستند. این اغلب به رنگدانه و نوع پوست بستگی دارد.
البته، جای زخم لابیاپلاستی به نحوه بسته شدن برشهای شما نیز بستگی دارد، به همین دلیل انتخاب یک جراح عالی از اهمیت بالایی برخوردار است.
و در نهایت، حتماً طبق دستورالعمل از برشهای خود مراقبت کنید. خوشبختانه، برشهای لابیاپلاستی در مقایسه با برشهای سایر قسمتهای بدن نیاز به مراقبت مستقیم کمی دارند.
علیرغم تمام تلاشهای جراح، نتایج ممکن است همیشه با انتظارات شما مطابقت نداشته باشد. بحثهای کامل قبل از عمل و تعیین اهداف واقعبینانه میتواند به مدیریت انتظارات و کاهش نارضایتی پس از جراحی کمک کند.
برخی افراد واکنشهای منفی به بیحسی موضعی یا بیهوشی عمومی نشان میدهند. اساساً هر عمل جراحی پلاستیک نیاز به بیهوشی دارد، بنابراین اگر میدانید که واکنش بدی به بیهوشی نشان میدهید، حتماً این موضوع را با جراح خود در میان بگذارید.
لابیاپلاستی به بزرگ بودن بیش از حد لبهای داخلی واژن میپردازد. این مشکلی است که بسیاری از زنان به دلیل ژنتیک با آن مواجه هستند. اما میتواند در اثر بارداری، زایمان و پیری نیز ایجاد یا تشدید شود.
بسیاری از زنانی که لابیای داخلی واژن آنها بزرگ است، روزانه با درد خفیف تا شدید دست و پنجه نرم میکنند. این ناراحتی اغلب با رابطه جنسی، ورزش یا پوشیدن لباسهای تنگ مرتبط است. معمولاً برای این موارد داروهای مسکن تجویز میشود.
بیماران همچنین ممکن است از داشتن بافت و پوست اضافی در اطراف لابیا داخلی و لابیا ماژور خود خجالت بکشند. این یک دلیل رایج برای تمایل به جراحی زیبایی در این ناحیه است.
لابیاپلاستی به عنوان یک عمل زیبایی با اعمال بیهوشی آغاز میشود. اغلب، بیهوشی میتواند با آرامبخش داخل وریدی استفاده شود، اما ممکن است از بیهوشی عمومی نیز استفاده شود. سپس بهترین جراحان لابیاپلاستی شما برشهای لازم را در محل جراحی ایجاد میکنند.
دو نوع اصلی جراحی لابیاپلاستی وجود دارد: روش برش (trim) و روش گوهای (wedge). روش برش (trim) یک تکنیک جراحی است که به سادگی شامل بریدن قسمت بالایی هر لب واژن میشود. لبهها با دقت به هم دوخته میشوند.
روش لابیاپلاستی گوهای شامل ایجاد برشی است که عمود بر طول لابیا امتداد مییابد. سپس بافت بریده میشود و لبههای برشها به هم دوخته میشوند.
در بیشتر موارد، جراحان و بیماران روش گوهای را ترجیح میدهند زیرا جای زخم را بسیار بهتر پنهان میکند. در واقع، جای زخم اغلب میتواند در داخل بدن پنهان شود. علاوه بر این، اکثر بیماران احساس میکنند که با روش گوهای حساسیت کمتری را از دست میدهند.
اکثر مردم تا حدودی با اصطلاح «اعتیاد جنسی» آشنا هستند، به خصوص به این دلیل که در مورد ستارههای سینما یا هنرمندانی که گاهی اوقات برای درمان وسواس خود به دنبال درمان میروند، شنیدهاند. اما، در حالی که اعتیاد جنسی شناخته شده است و مراکز توانبخشی و گروههای حمایتی وجود دارند که میتوانند کمک ارائه دهند، قطب مخالف آن - اجتناب از رابطه جنسی - به ندرت مورد بحث قرار میگیرد. و با این حال، اجتناب از رابطه جنسی به همان اندازه ویرانگر است - شاید حتی بیشتر، زیرا فردی که از رابطه جنسی اجتناب میکند، از صمیمیت و لذتی که با داشتن یک ارتباط صمیمانه با یک شریک دوست داشتنی حاصل میشود، اجتناب میکند.
علاوه بر این، اگرچه اجتناب جنسی میتواند به خودی خود مشکلساز باشد، اما اغلب از عوارض جانبی اختلال اضطراب نیز میباشد. مواردی مانند ترس از عملکرد، پریشانی و ناراحتی و میل جنسی کم میتواند افراد را مضطربتر کند و منجر به اجتناب از رابطه جنسی شود.
به طور کلی، بیزاری از رابطه جنسی یک مکانیسم دفاعی است. فرد مبتلا به اجتناب جنسی هنگام فکر کردن به صمیمیت یا انجام رابطه جنسی، احساس پریشانی عاطفی و علائم جسمی مانند حالت تهوع و گرفتگی عضلات میکند، یا ممکن است دچار حملات پانیک شود. همچنین ممکن است به دلیل طرد شریک زندگی خود، احساس تحقیر، شرم و عزت نفس پایین داشته باشد.
مانند هر بیماری دیگری، افرادی هستند که در دو سر طیف قرار میگیرند. اجتناب از رابطه جنسی میتواند به شکل بیاشتهایی جنسی بروز کند، که زمانی اتفاق میافتد که فرد به طور وسواسگونهای از رابطه جنسی و صمیمیت اجتناب میکند، همانطور که افراد مبتلا به بیاشتهایی از غذا دوری میکنند. در برخی موارد، فرد مبتلا به بیاشتهایی جنسی ممکن است از صمیمیت فیزیکی پس از شروع آن لذت ببرد، اما قادر به تحریک رابطه جنسی نباشد. یا ممکن است پا را فراتر گذاشته و تمایل همسر یا شریک زندگی خود را برای نزدیکی فیزیکی، اغلب اوقات، رد کند.
از سوی دیگر، انجمن روانشناسی آمریکا یک اختلال واقعی به نام اختلال بیزاری جنسی را طبقهبندی کرده است. در این اختلال، فرد به طور فعال از تماس جنسی تناسلی با شریک جنسی خود اجتناب میکند. اغلب، فرد حتی از تماس تناسلی مربوط به معاینه یا عمل زنان نیز اجتناب میکند. اختلال بیزاری جنسی میتواند آنقدر آسیبزا باشد که فرد اجازه هیچ گونه لمس فیزیکی یا بوسیدن را نمیدهد.
دلایل مختلفی برای اجتناب از رابطه جنسی وجود دارد. واضحترین مورد، فردی است که در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و اکنون از هر چیزی که آن آسیب را در ذهنش زنده کند، اجتناب میکند. با این حال، همه کسانی که مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند، از رابطه جنسی اجتناب نمیکنند، همانطور که همه افرادی که از صمیمیت فیزیکی اجتناب میکنند، مورد سوءاستفاده قرار نگرفتهاند.
در برخی موارد، افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از روابط جنسی نیز اجتناب میکنند. وقتی فردی دچار اختلال اضطراب میشود، علاوه بر استرس روانی، از اثرات جسمی نیز رنج میبرد. از نظر جسمی، کلینیک مایو گزارش میدهد که افراد مبتلا به اختلال اضطراب ممکن است علائم زیر را تجربه کنند:
اما، چرا این علائم باعث میشود کسی از راحتی یک رابطه فیزیکی اجتناب کند؟ یک دلیل این است که عمل صمیمیت ضربان قلب شما را افزایش میدهد، باعث تنفس سنگینتر میشود و شما را عرق میکند. این واکنشهای بدنی، پاسخهای فیزیکی "جنگ یا گریز" را که افراد در طول حمله پانیک تجربه میکنند، تقلید میکنند، به طوری که برخی از افراد برای جلوگیری از احساس آنها به هر کاری دست میزنند.
علاوه بر این، افرادی که از قبل دچار اضطراب هستند، ممکن است از روابط جنسی صرف نظر کنند تا مجبور نباشند ترسهای بیشتری را به لیست نگرانیهای خود اضافه کنند. انجام فعالیتهای جنسی میتواند نگرانیهایی را در مورد جذابیت، توانایی انجام آنها ایجاد کند یا احساس شرم یا گناه را افزایش دهد.
بسته به علت ریشهای آن، اجتناب از رابطه جنسی میتواند به طور مؤثر یا به تنهایی یا به عنوان بخشی از درمان اختلال اضطراب درمان شود .
لابیاپلاستی با هدف کاهش اندازه لابیا مینور یا لابیای داخلی انجام میشود. برای برخی از زنان، کوچک کردن لابیا ضروری است زیرا چینهای داخلی لابیا میتوانند بیش از حد بلند و بزرگ باشند. این ممکن است یک مسئله ارثی باشد یا ممکن است پس از کاهش وزن شدید یا بارداری رخ دهد.
در هر صورت، لابیاهای بزرگ میتوانند باعث ایجاد ناراحتی در طول رابطه جنسی با شریک زندگی شوند. بسیاری از زنان نیز از پوشیدن لباسهای تنگ یا مایو در مقابل دیگران خجالت میکشند.
اکثر جراحان پلاستیک پس از برداشتن پوست اضافی از لابیاهای کوچک، از بخیههای قابل جذب (بخیههای جذبشونده) در لابیاپلاستی استفاده میکنند. این بخیهها به مرور زمان به آرامی توسط بدن جذب میشوند.
این بدان معناست که دیگر نیازی نیست برای کشیدن بخیهها بعداً به جراح خود مراجعه کنید، که میتواند زمانبر و ناراحتکننده باشد. ممکن است هنوز نیاز به مراجعه مجدد برای ویزیت بعدی داشته باشید، اما دیگر نیازی به «کشیدن بخیه» نخواهد بود.
در برخی موارد، ممکن است جراح نیاز به استفاده از بخیههای دائمی (بخیههایی که قابل جذب نیستند) داشته باشد. جراح شما این تصمیم را بر اساس دانش خود، آناتومی و ناحیه جراحی شما و جزئیات دقیق جراحی شما خواهد گرفت.
معمولاً حدود سه تا چهار هفته طول میکشد تا بخیههای لابیاپلاستی کاملاً از بین بروند.
بیایید نگاهی دقیقتر به تکنیک جراحی و مراحل انجام آن که برای اکثر روشهای لابیاپلاستی استفاده میشود، بیندازیم.
عمل لابیاپلاستی ابتدا شامل یک جلسه مشاوره برای ارزیابی اهداف شما و تعیین بهترین روش جراحی برای دستیابی به آنها است.
در زمان عمل، ابتدا به بیمار بیهوشی داده میشود. میتوان از بیهوشی عمومی یا بیحسی موضعی همراه با آرامبخش استفاده کرد.
سپس جراح شما برشهای لازم را ایجاد میکند. هنگام انجام این عمل جراحی، دو الگوی برش اصلی وجود دارد.
اول، روش برش است که شامل بریدن قسمتهای بیرونی لابیا مینور است تا با لابیا ماژور همسطح شوند. محل برشها بخیه زده میشوند.
روش بعدی، روش گوهای برای انجام لابیاپلاستی است. در این روش، یک گوه V شکل در هر لابیوم برش داده میشود تا بافت اضافی لابیا برداشته شود. سپس لبهها به هم بخیه زده میشوند.
هر زمان که در طول جراحی پلاستیک برشی ایجاد شود، جای زخم باقی میماند. با این حال، بسیار نادر است که بیمار از جای زخمهای لابیاپلاستی خجالت بکشد . دلیل این امر این است که هر نوع جای زخم لابیاپلاستی به طور طبیعی در چین و چروکهای واژن ادغام میشود و تقریباً کاملاً نامرئی میشود.
علاوه بر این، همه جای زخمها به طور طبیعی با گذشت زمان از نظر ظاهر و بافت بهبود مییابند. بافت جای زخم لابیاپلاستی شما ممکن است کمی سفت و تا حدودی برجسته در هفتههای بعد از جراحی باشد. اما به طور کلی، بافت لابیا مینور باید در هفتههای آینده صاف، نرم و محو شود.
اگرچه به دلیل اینکه عکسهای قبل و بعد از لابیاپلاستی اغلب به صورت آنلاین یافت نمیشوند، تصور این تغییرات میتواند دشوار باشد، اما جراح شما میتواند در اولین جلسه مشاوره، اطلاعات بیشتری در مورد روند بهبودی، جلوگیری از تاخیر در بهبود زخم و ایجاد جای زخم به شما ارائه دهد.
پس از جراحی لابیاپلاستی، جراح شما لیست مفصلی از دستورالعملهای بهبودی را به شما ارائه میدهد. حتماً تمام این دستورالعملها را به دقت رعایت کنید زیرا آنها نه تنها برای بهینهسازی نتایج لابیاپلاستی شما هستند ، بلکه برای ایمنی شما نیز میباشند. اگرچه نادر است، اما عوارض لابیاپلاستی مانند خونریزی بیش از حد، جدا شدن زخم، عفونت و سایر مشکلات ممکن است رخ دهد.
برای تمیز نگه داشتن ناحیه تناسلی خود پس از جراحی، قبل از حمام کردن، حتماً خودتان را برای این کار آماده کنید. پس از حمام کردن، از آب ولرم استفاده کنید و حداقل تا یک هفته اول از صابون استفاده نکنید (به دستورالعملهای بهبودی خود مراجعه کنید).
هنگام تمیز کردن ناحیه بافت در حال بهبود، ملایم باشید زیرا نمیخواهید برشها و بخیههای خود را بکشید، فشار دهید یا به هر نحوی تحریک کنید. این کار میتواند باعث جدا شدن زخم شود که نیاز به مراجعه مجدد به جراح و احتمالاً انجام عمل دیگری برای رفع مشکل دارد. همچنین ممکن است منجر به عفونت شود.
در نهایت، هنگام استفاده از توالت، مطمئن شوید که هنگام پاک کردن نیز ملایم هستید. به جای اینکه واقعاً ناحیه را پاک کنید، به سادگی با یک تکه دستمال توالت تمیز، لبهای خود را نوازش کنید یا با ضربات آرام پاک کنید. لازم نیست محکم بمالید یا فشار دهید.
اگر بعد از لابیاپلاستی دچار یبوست شدید، حتماً در اسرع وقت با جراح خود صحبت کنید. شما نمیخواهید یبوست بدتر شود زیرا این وضعیتی است که رفع آن به مرور زمان دشوارتر میشود. اغلب، داروهایی برای کمک به این مشکل تجویز میشوند.
باز شدن بخیههای لابیاپلاستی یک اتفاق نادر است. طبیعتاً، اگر زخم باز شود، مهم است که در اسرع وقت با مطبی که لابیاپلاستی خود را در آنجا انجام دادهاید تماس بگیرید.
تورم پس از لابیاپلاستی در ابتدا شایع است اما معمولاً ظرف چند روز کاهش مییابد. تا یک هفته، بیشتر تورم ناشی از عمل باید کاهش یافته باشد.
بیماران اغلب میخواهند بدانند که چه زمانی میتوانند بعد از لابیاپلاستی رابطه جنسی داشته باشند، زیرا بسیاری از بیماران به دلیل دردناک بودن رابطه جنسی در گذشته، به دنبال این جراحی هستند.
برای اکثر بیماران، میتوان پس از چهار هفته رابطه جنسی را از سر گرفت. داشتن رابطه جنسی قبل از این زمان ممکن است شما را در معرض خطر عفونت و/یا تحریک یا جدا شدن محل برش قرار دهد.
جراحان پلاستیک معمولاً از تکنیکهای دقیق برش یا گوه برای برداشتن بافت اضافی استفاده میکنند. آنها با بخیه زدن دقیق و توصیه مراقبتهای پس از عمل، روند بهبودی را تسریع میکنند.
بخیههای مورد استفاده در جراحی لابیاپلاستی معمولاً بسته به نوع بخیههای مورد استفاده و عوامل بهبودی فردی، ظرف ۲ تا ۶ هفته جذب میشوند.
زایمان طبیعی عموماً به عنوان زایمان بدون دارو و تکنیکهای پزشکی تهاجمی در نظر گرفته میشود. در زایمان طبیعی، زن تصمیم میگیرد که اجازه دهد زایمان با حداقل مداخله پزشکی انجام شود.
زایمان طبیعی میتواند به کاهش اضطراب زنان در رابطه با زایمان و وضع حمل کمک کند. این روش عموماً برای زنانی که بارداری کمخطری دارند و از سلامت خوبی برخوردارند، گزینهای ایمن است. در طول معاینات و ویزیتهای قبل از زایمان، متخصصان زنان و زایمان ما به زن کمک میکنند تا مشخص کنند که آیا کاندید مناسبی برای زایمان طبیعی است یا خیر. برای رسیدن به تصمیم مناسب، ضروری است که زن با پزشک خود رابطه خوبی داشته باشد.
در سالهای اخیر، افراد بیشتری زایمان طبیعی یا بدون دارو را انتخاب میکنند. گزینههای بیشتری برای مراکز زایمان، زایمان در خانه یا زایمانهای سنتی بیمارستانی بدون دارو وجود دارد. با این حال، به دلیل کمبود خدمات پزشکی در صورت بروز اتفاق پیشبینی نشده، تعداد کمی از زنان زایمان در خانه را انتخاب میکنند. بسیاری از زنان ترجیح میدهند یک برنامه زایمان طبیعی که در محیط بیمارستان انجام میشود، تدوین کنند و از هر دو جنبه، یعنی روند طبیعی زایمان و دسترسی به مراقبتهای پزشکی پیشرفته برای مادر و کودک در صورت نیاز، بهرهمند شوند.
مزایای زیادی برای تجربه زایمان بدون دارو وجود دارد:
زایمان طبیعی برای زنانی که بارداری کمخطر دارند، گزینه بسیار خوبی است. بارداری کمخطر، بارداریای است که در آن انتظار نمیرود مداخله پزشکی کمی لازم باشد. زنانی که در دوران بارداری خود عوارض پزشکی مانند فشار خون بالا یا دیابت بارداری دارند، ممکن است کاندید زایمان بدون دارو نباشند.
زنانی که لگن معمولی یا بزرگتری دارند، احتمالاً زایمان طبیعی راحتتری خواهند داشت. لگن کوچک ممکن است احتمال گیر افتادن نوزاد در کانال زایمان و همچنین درد زایمان را افزایش دهد.
طبق گفته کالج آمریکایی متخصصان زنان و زایمان (ACOG)، زنانی که آموزشهای مناسب در مورد تکنیکهای تنفس، مدیریت درد، بارداریهای کمخطر و حمایت عاطفی مداوم یک به یک دریافت میکنند، در زایمان طبیعی نتیجه بهتری میگیرند. آمادگی برای زایمان باید دانش لازم را برای زنان فراهم کند تا تصمیماتی بگیرند که برایشان مناسب است.
درد زایمان میتواند طولانی و شدید باشد؛ اگرچه درد و تسکین درد اغلب رضایت زن از تجربه زایمانش را تعیین نمیکند. کسانی که زایمان بدون دارو را انتخاب میکنند، جایگزینهایی برای مقابله با درد پیدا میکنند. آمادگی برای زایمان طبیعی میتواند شامل شرکت در کلاسهایی در مورد آنچه انتظار میرود و یادگیری تمرینات تنفسی مانند روشهای لاماز برای تمرکز در طول زایمان باشد. روشهای دیگر برای مقابله با درد شامل استفاده از کیسههای آب گرم یا حمام آب گرم، تغییر مکرر موقعیت بدن و تمرین انواع خودهیپنوتیزم است که قبل از زایمان آموخته میشوند.
یک همراه زایمان همچنین میتواند با ارائه حمایت عاطفی و جسمی به مدیریت درد کمک کند. حمایت عاطفی میتواند به صورت ستایش، تشویق یا اطمینان خاطر در طول زایمان باشد. نمونههایی از حمایت جسمی شامل ماساژ و کمک به تکنیکهای تنفسی است. مطالعهای که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، نشان داد زنانی که "حمایت مداوم" دریافت کردهاند، احتمال بیشتری برای زایمان خود به خودی داشتهاند.
درد زایمان و وضع حمل را میتوان با استفاده از روش بردلی نیز کاهش داد، که شامل آموزش توسط همسر یا شریک زندگی است. این یک سیستم آمادهسازی برای زایمان طبیعی است که بر آموزش، تنفس، ورزش، تغذیه و آرامش تمرکز دارد تا زن را برای تجربیات قبل و حین زایمان آماده کند.
هدف نهایی هر برنامه زایمانی، چه با دارو و چه بدون آن، داشتن مادر و نوزاد سالم و در نهایت زایمان طبیعی است. ایجاد یک برنامه با پزشک، ماما یا همراه زایمان در صورت بروز عوارض پیشبینی نشده میتواند احساسات را کنترل کرده و زایمانی ایمن و موفق را تضمین کند. تغییر از زایمان طبیعی به دریافت اپیدورال شکست محسوب نمیشود . داشتن یک نوزاد سالم، با دارو یا بدون دارو، هدف است.
وقتی مادر دیگر نمیتواند در طول انقباضات تمرکز کند، ممکن است زمان مداخله فرا رسیده باشد. اگر مادر آنقدر از روند زایمان خسته شده باشد که نتواند به طور مؤثر فشار بیاورد، دارو ممکن است به او کمک کند تا قبل از ادامه روند زایمان، استراحت کند و تجدید قوا کند.
اگر نوزاد در وضعیت بحرانی باشد، ممکن است مداخلات پزشکی توصیه شود. این مداخلات ممکن است شامل نظارت مداوم بر جنین، تجویز اکسیژن به مادر برای کمک به رساندن اکسیژن بیشتر به نوزاد یا حتی سزارین باشد. مجدداً، اگر هر یک از این مداخلات توصیه شد، لطفاً آنها را به عنوان شکست در هیچ نوعی تلقی نکنید.
پزشکان همچنین ممکن است در صورت عدم پیشرفت در زایمان، مداخلاتی را توصیه کنند. برخی از مداخلات برای تسریع روند زایمان عبارتند از: پاره کردن کیسه آب، پیتوسین برای قویتر یا مکررتر کردن انقباضات، یا احتمالاً سزارین.
زایمان طبیعی یا بدون دارو در بیمارستان تضمین میکند که در صورت بروز هرگونه عارضه، اقدامات مناسب به سرعت انجام شود.
خانواده درمانی بر حل تعارضات، بهبود ارتباطات بین خانوادگی و تقویت همدلی بین اعضا در یک محیط امن و بدون قضاوت تمرکز دارد.
درمان ساختاری، سیستمی، استراتژیک، بوئنی، روایتی و روانآموزشی به خانوادهها کمک میکند تا بر اساس نیازهایشان، تجربیات خود را به دست آورند.
درمان مستلزم تعهد است و مزایای پایداری برای اعضای خانواده و رفاه عاطفی آنها ارائه میدهد.
روابط خانوادگی سنگ بنای سلامت عاطفی هستند و گاهی اوقات حتی نزدیکترین خانوادهها نیز با موقعیتهای ناراحتکنندهای روبرو میشوند. این موقعیتها اغلب شامل سوءتفاهم، احساسات حلنشده، تعارضات بین فردی یا گذر از گذارهای مهم زندگی است - که همه اینها میتواند هماهنگی خانوادگی را مختل کند. خانواده درمانی نوعی رواندرمانی است که با تقویت تعاملات سالمتر، کاهش استرس و حل تعارضات بین اعضای خانواده، به این مسائل میپردازد. برخلاف درمان فردی، خانواده درمانی از یک رویکرد جامع استفاده میکند و به خانواده به عنوان یک سیستم به هم پیوسته نگاه میکند و پویاییها و الگوهایی را که بر هر عضو تأثیر میگذارند، بررسی میکند.
خانواده درمانی همچنین میتواند به اعضای خانواده کمک کند تا با مشکلات ناشی از شرایط پزشکی، تشخیصهای سلامت روان یا اعتیاد سایر اعضا سازگار شوند. ما با هم مزایا و محدودیتهای خانواده درمانی را بررسی خواهیم کرد، سناریوهایی را که مداخله حرفهای ممکن است ضروری باشد، تشریح خواهیم کرد و در مورد انتخاب نوع مناسب درمان برای برآوردن نیازهای خانواده شما راهنمایی ارائه خواهیم داد.
خانواده درمانی میتواند تغییرات و بهبودهای قابل توجهی در پویایی خانواده به عنوان یک کل ایجاد کند و محیطی حمایتی را ایجاد کند که در آن همه احساس شنیده شدن و درک شدن داشته باشند. در زیر میتوانید مزایای کلیدی شروع خانواده درمانی را بیابید.
خانواده درمانی تکنیکهایی را آموزش میدهد که ارتباطات و اختلافات درون خانواده را به شیوهای سالمتر مدیریت میکند. درمانگران اعضای خانواده را در بیان نیازها، نگرانیها و علل اساسی اختلافات راهنمایی میکنند. با ترویج گفتگوی آزاد، خانوادهها میتوانند تنش را کاهش دهند، از سوءتفاهمها جلوگیری کنند و در نهایت روابط قویتر و همدلانهتری ایجاد کنند.
درمانگران همچنین میتوانند با ارائه راهکارهایی برای مدیریت استرس و گذر از سازگاریهایی که با این گذارها همراه است، خانوادهها را در طول تغییرات مهم زندگی راهنمایی کنند. خانوادههایی که طلاق، جدایی، از دست دادن یکی از عزیزان یا سایر تغییرات عمده را تجربه میکنند، میتوانند از جلسات درمانی که به آنها کمک میکند احساس کنند توسط یکدیگر شنیده و درک میشوند، بهرهمند شوند. این حمایت میتواند بار عاطفی را به میزان قابل توجهی کاهش داده و بهبودی را در واحد خانواده ارتقا دهد.
مشکلات خانوادگی میتوانند بر رفاه فردی و کیفیت کلی زندگی تأثیر بگذارند. درمان میتواند سلامت روان همه اعضای خانواده را به طور قابل توجهی بهبود بخشد و فضایی امن برای آنها فراهم کند تا بتوانند افکار، احساسات و تجربیات خود را آزادانه به اشتراک بگذارند. افرادی که به دلیل مشکلات خانوادگی دائماً احساس اضطراب میکنند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اضطراب هستند. این اضطراب و سرکوب احساسات، هنگامی که به عنوان یک خانواده به درمان متعهد شوید، به طور قابل توجهی کاهش مییابد.
خانواده درمانی همچنین به والدین کمک میکند تا استراتژیهای فرزندپروری مؤثرتری را توسعه دهند و روابط قویتری با فرزندانشان برقرار کنند. در طول سالهای شکلگیری شخصیت کودک، پویایی خانواده تأثیر زیادی بر رفاه آینده کودک دارد. درمان والدین را قادر میسازد تا مسائل را زودهنگام بررسی و حل کنند، که میتواند به کودکان کمک کند زندگی سالمتر و متعادلتری داشته باشند. علاوه بر این، والدین برای درک دیدگاههای فرزندانشان و برعکس به کمک نیاز دارند، که میتواند سوءتفاهمها یا درگیریها را کاهش دهد و محیطی همدلانهتر و حمایتیتر را در خانه ایجاد کند.
خانوادهها همچنین میتوانند از طریق خانوادهدرمانی روی پردازش و بهبودی از آسیبهای گذشته کار کنند. آسیبهای روحی بر نحوه تعامل اعضای خانواده، درک یکدیگر و مقابله با چالشها تأثیر منفی میگذارد. خانوادهها از طریق همکاری در درمان میتوانند علل ریشهای مشکلات خود را بررسی کنند، در مورد اعمال خود تأمل کنند و درک عمیقتری از تجربیات یکدیگر به دست آورند، که در نهایت باعث بهبودی، تشویق همدلی و کمک به خانوادهها برای بازسازی اعتماد و تابآوری در کنار هم میشود.
خانواده درمانی یک تکنیک قدرتمند برای بهبود روابط و حل مسائل درون خانوادهها است. با این حال، میتواند محدودیتهایی در اثربخشی آن وجود داشته باشد. عواملی مانند مقاومت در برابر مشارکت، دشواری در پرداختن به مسائل ریشهدار، محدودیتهای مالی و اختلافات برنامهریزی گاهی اوقات میتوانند مانع پیشرفت شوند.
برای مثال، اگر اعضا در برابر شرکت در جلسات درمانی مقاومت کنند، این امر میتواند روند درمان را چالشبرانگیز و کماثرتر کند. در چنین مواردی، شروع جلسات انفرادی یا حتی جلسات گاهبهگاه میتواند به آنها کمک کند تا راحتتر وارد این فرآیند شوند و مشارکت فعالتری را تشویق کنند. همچنین، نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی ممکن است برخی از افراد را از ابراز آشکار افکار و احساسات خود در یک محیط گروهی منصرف کند. آنها میتوانند از شرکت در جلسات انفرادی که فضایی امن برای ابراز وجود قبل از انتقال به خانوادهدرمانی فراهم میکند، بهرهمند شوند.
علاوه بر این، محدودیتهای زمانی ناشی از برنامههای شلوغ نیز میتواند چالشهایی را برای خانوادههایی که سعی در یافتن زمان مناسب برای شرکت همه در جلسات درمانی دارند، ایجاد کند. با این وجود، درمانگران میتوانند گزینههای برنامهریزی انعطافپذیر، مانند جلسات کوتاهتر یا آنلاین، را برای راحتتر کردن آن ارائه دهند. جدا از این، محدودیتهای مالی میتواند مانع دیگری باشد. درمانگران اغلب گزینههای پرداخت با مقیاس متغیر را برای دسترسی بیشتر به درمان ارائه میدهند.
در نهایت، درمان میتواند مسائل پنهان و ریشهداری را که نادیده گرفته شده و حل نشده باقی ماندهاند، آشکار کند. درمانگران باید محیطی بدون قضاوت ایجاد کنند که اعضای خانواده را تشویق کند تا به تدریج به این موضوعات حساس بپردازند و به مرور زمان باعث بهبودی و رشد شوند. در نهایت، اگرچه محدودیتهای بالقوهای برای خانواده درمانی وجود دارد، اما با حمایت و تنظیمات مناسب، میتواند ابزاری بسیار مؤثر برای تقویت روابط خانوادگی و بهبود ارتباطات باشد.
خانواده درمانی میتواند بسیار مفید باشد، به شرطی که همه اعضا به طور کامل در آن مشارکت داشته باشند. با این حال، شناسایی نیاز به خانواده درمانی میتواند دشوار باشد زیرا خانوادهها تمایل دارند الگوهای ناکارآمد را به مرور زمان عادی کنند و تشخیص زمان نیاز به کمک حرفهای را دشوار میکند. در زیر، برخی از نشانههایی را که نشان میدهد یک خانواده ممکن است از درمان بهرهمند شود، فهرست کردهایم.
همه خانوادهها هر از گاهی اختلاف نظرهایی را تجربه میکنند، اما وقتی اختلافات مداوم میشوند و حل نمیشوند، ممکن است زمان آن رسیده باشد که به خانواده درمانی مراجعه کنید. بحث و جدل مداوم میتواند محیطی سمی در خانه شما ایجاد کند و بر سلامت روانی و عاطفی همه افراد درگیر تأثیر منفی بگذارد. مشاوره خانواده به خانوادهها کمک میکند تا عوامل محرک را شناسایی کرده و از استراتژیهای حل اختلاف، مانند گوش دادن فعال و انعکاسی، برای کاهش سوءتفاهمها استفاده کنند.
اگر اعضای خانواده به طور مداوم در روابط خود مسائل حل نشدهای داشته باشند، میتواند منجر به جدایی عاطفی شود. به عنوان مثال، ممکن است اعضایی در خانواده شما باشند که در جمعها بیتفاوت به نظر میرسند یا نسبت به شما و دیگران بیتفاوت هستند. در این موارد، ممکن است زمان آن رسیده باشد که خانواده درمانی را به عنوان راهی برای پر کردن این شکاف عاطفی در نظر بگیرید. درمان، فضایی امن برای آنها فراهم میکند تا احساسات خود را ابراز کنند، اعتماد را بازسازی کنند و از نظر عاطفی دوباره به هم متصل شوند.
یکی از رایجترین مسائل در پویایی خانواده، الگوهای رفتاری کودکان است. اغلب اوقات، کودکان استرس خانواده را از طریق رفتار خود ابراز میکنند. اگر والدین متوجه شوند که فرزندشان در مدرسه مشکل دارد، علائم افسردگی یا اضطراب را نشان میدهد یا تغییر قابل توجهی در رفتار خود نشان میدهد، باید امکان خانواده درمانی را در نظر بگیرند. خانواده درمانی میتواند به والدین کمک کند تا دیدگاه فرزندشان را درک کنند، محرکهای اساسی این رفتارها را شناسایی کنند و هرگونه انتظارات غیرواقعی را که ممکن است داشته باشند، برطرف کنند.
تغییرات عمده زندگی، از جمله طلاق، ازدواج مجدد، تغییر محل سکونت یا از دست دادن یکی از اعضای خانواده، میتواند پریشانی عاطفی قابل توجهی ایجاد کند و در پیوندهای خانوادگی شما اختلال ایجاد کند. این تغییرات، سازگاری با تغییرات یا پیشرفت را برای اعضا دشوار میکند. خانواده درمانی میتواند در این مواقع بسیار ارزشمند باشد و شما را در این دوران دشوار حمایت و راهنمایی کند.
وقتی یکی از اعضای خانواده با سوءمصرف مواد یا مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکند، میتواند به طور قابل توجهی بر کل خانواده تأثیر بگذارد. مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلالات خوردن میتواند منجر به احساس غرق شدن افراد و ناتوانی در حفظ روابط سالم شود. در عوض، سایر اعضای خانواده ممکن است به طور کامل درک نکنند یا ندانند که چگونه حمایت مناسب را ارائه دهند. خانواده درمانی فضایی را فراهم میکند که در آن میتوان به این چالشها پرداخت و درمانگران میتوانند اعضای خانواده را در مورد ماهیت این مشکلات، چگونگی تأثیر آنها بر رفتار و نحوه ارائه نوع مناسب حمایت آموزش دهند.
در نهایت، آسیبهای حل نشده میتوانند عمیقاً بر پیوندهای خانوادگی، ارتباطات و سلامت روان هر یک از اعضا تأثیر بگذارند. وقتی این احساسات سرکوب شوند، میتوانند موانعی برای ارتباط و درک واقعی در خانواده ایجاد کنند. در چنین مواردی، خانواده درمانی فضایی امن برای بررسی این مسائل ریشهدار فراهم میکند، شفافیت ایجاد میکند و راهکارهای ارتباطی و مقابلهای سالمتری را توسعه میدهد.
شناسایی نیازهای خانواده شما شامل بررسی انواع درمانی است که با چالشهای منحصر به فرد شما همسو باشد. خانواده درمانی میتواند از طریق درمان ساختاری، سیستمی، استراتژیک، بوئنی، روایتی، متمرکز بر راهحل یا روانآموزشی انجام شود.
درمان ساختاری برای خانوادههایی با مرزها و نقشهای نامشخص که والدین برای اعمال اقتدار خود با مشکل مواجه هستند، مفید خواهد بود. در همین حال، درمان سیستمی برای خانوادههایی که میخواهند قوانین و الگوهای ناگفته طولانی مدت خود را که منجر به سوءتفاهمهای مکرر میشود، مورد توجه قرار دهند، مفید است. در همین حال، خانوادههایی که در مشاجرات تکراری گیر افتادهاند، میتوانند از درمان استراتژیک بهرهمند شوند که از وظایف حل مسئله برای شکستن چرخههای منفی استفاده میکند.
علاوه بر این، درمان بوئنی میتواند با کمک به اعضا در درک پویاییهای عاطفی منتقلشده از نسلی به خانوادهها و کاهش تعارض از طریق ارتباط، به خانوادههایی که با مسائل بین نسلی مواجه هستند، کمک کند. از سوی دیگر، روایتدرمانی برای خانوادههایی که نیاز دارند جنبههای منفی خود را به دلیل تمام تجربیاتی که داشتهاند، تغییر دهند و دیدگاه مثبتتری نسبت به گذشته خود ایجاد کنند، ایدهآل است. درمان متمرکز بر راهحل، بر ایجاد راهحلهای عملی و غلبه بر چالشها تمرکز دارد، زیرا رویکردی مبتنی بر قدرت دارد. در نهایت، درمان روانآموزشی، خانوادههایی را که میخواهند از یکی از اعضای خود در طول مبارزات سلامت روان مراقبت کنند، حمایت، آموزش و راهنمایی میکند.
در پایان، خانواده درمانی راههای عملی و موثری برای پرداختن به چالشهای روابط خانوادگی ارائه میدهد. خانوادهها میتوانند از طریق روشهایی مانند حل تعارض، ارتباط باز و حمایت از اعضای خانواده در مواقع چالشبرانگیز، پیوندهای خود را تقویت کرده و تغییرات مثبت و پایداری ایجاد کنند. با انتخاب رویکرد درمانی مناسب - چه ساختاری، چه بوئنی، چه سیستمی، چه استراتژیک یا روانآموزشی - خانوادهها میتوانند برای آشتی، التیام و ایجاد محیطی سالمتر و حمایتیتر برای همه افراد درگیر تلاش کنند.
اگر میخواهید در رشته خانواده درمانی تحصیل و شغل خود را دنبال کنید، دانشگاه بانوی دریاچه را بررسی کنید، زیرا ما برنامههای حرفهای با کیفیت بالا و قابل دسترس ارائه میدهیم و اولین قدم را به سوی آیندهای روشن در دنیای درمان برمیداریم.
بهبودی شما بسته به نوع بیهوشی شما متفاوت خواهد بود. اگر ارائه دهنده خدمات درمانی شما از بیهوشی عمومی یا آرامبخش استفاده کرده باشد، پزشک فشار خون، نبض و تنفس شما را پیگیری میکند. این کار تا زمانی که آنها پایدار شوند و شما هوشیار باشید انجام میشود. وقتی پایدار شدید، به خانه مرخص خواهید شد. هیستروسکوپی اغلب به صورت سرپایی انجام میشود.
در غیر این صورت، پس از هیستروسکوپی به مراقبت خاصی نیاز نخواهید داشت.
ممکن است به مدت ۱ یا ۲ روز پس از عمل، گرفتگی عضلات و خونریزی واژینال داشته باشید. تب، درد شدید شکم یا خونریزی یا ترشحات شدید واژینال را گزارش دهید.
ممکن است در دستگاه گوارش خود گاز داشته باشید و در اثر گاز داده شده در طول عمل درد داشته باشید. این درد میتواند حدود ۲۴ ساعت طول بکشد. همچنین ممکن است در قسمت بالای شکم و شانه خود احساس درد کنید.
طبق توصیه پزشک، برای درد، مسکن مصرف کنید. آسپرین یا برخی داروهای مسکن دیگر ممکن است احتمال خونریزی را افزایش دهند. حتماً فقط داروهای توصیه شده را مصرف کنید.
تا ۲ هفته پس از عمل، یا طبق توصیه پزشک، از دوش واژینال یا رابطه جنسی خودداری کنید.
شما میتوانید به فعالیت و رژیم غذایی عادی خود بازگردید، مگر اینکه پزشک معالجتان خلاف این را به شما توصیه کند.
ارائه دهنده خدمات درمانی شما ممکن است بر اساس وضعیت شما دستورالعملهای دیگری ارائه دهد.
قبل از اینکه با آزمایش یا عمل موافقت کنید، مطمئن شوید که موارد زیر را میدانید:
نام آزمایش یا روش
دلیل انجام آزمایش یا عمل جراحی
چه نتایجی را میتوان انتظار داشت و معنای آنها چیست؟
خطرات و مزایای آزمایش یا روش
عوارض جانبی یا مشکلات احتمالی چیست؟
چه زمانی و کجا قرار است آزمایش یا عمل را انجام دهید
چه کسی آزمایش یا عمل را انجام خواهد داد و صلاحیتهای آن شخص چیست؟
اگر آزمایش یا عمل را انجام نمیدادید چه اتفاقی میافتاد؟
هرگونه آزمایش یا روش جایگزین که باید در نظر گرفته شود
چه زمانی و چگونه نتایج را دریافت خواهید کرد
در صورت داشتن سوال یا مشکل پس از آزمایش یا عمل با چه کسی تماس بگیرید
چقدر باید برای آزمایش یا عمل بپردازید
خیانت ممکن است باعث درد عاطفی شدیدی شود. اما خیانت لزوماً به معنای پایان ازدواج نیست. درک کنید که چگونه میتوان یک ازدواج را پس از خیانت بازسازی کرد.
کمتر مشکلی در یک ازدواج به اندازه خیانت، باعث دلشکستگی و درد عمیق میشود. با این حال، وقتی هر دو همسر به بهبود و بازسازی رابطه متعهد باشند، بسیاری از ازدواجها دوام میآورند. در برخی موارد، حتی ممکن است با سطوح عمیقتری از صمیمیت، قویتر هم شوند.
خیانت یک وضعیت واحد و مشخص نیست. آنچه خیانت تلقی میشود میتواند در بین زوجها و حتی بین همسران متفاوت باشد. به عنوان مثال، آیا ارتباط عاطفی بدون رابطه جنسی خیانت محسوب میشود؟ در مورد رابطه آنلاین یا فعالیت جنسی آنلاین چطور؟ هر فرد و هر زوجی باید تعریف کنند که خیانت در یک ازدواج به چه معناست.
خیانت میتواند در انواع ازدواجها اتفاق بیفتد. این شامل ازدواجهایی میشود که به نظر شاد میرسند، و همچنین ازدواجهایی که مشکلات زیادی دارند. خیانت ممکن است به دلیل عوامل مختلفی رخ دهد، از جمله:
وقتی یک خیانت آشکار میشود، اغلب احساسات شدیدی را برای هر دو طرف ایجاد میکند. شریکی که به او خیانت شده است ممکن است به دلیل خیانت به اعتماد و از دست دادن امنیت عاطفی، احساس آسیب روحی کند. شریکی که خیانت کرده است ممکن است بترسد که هرگز بخشیده نشود. وقتی یک خیانت برای اولین بار کشف میشود، ممکن است به سختی بتوان به اندازه کافی واضح فکر کرد تا تصمیمات بلندمدت گرفت. انجام مراحل زیر را در نظر بگیرید:
بهبودی از یک خیانت میتواند یکی از چالشبرانگیزترین دوران زندگی مشترک باشد. این چالش ممکن است با احساسات متناقض و عدم اطمینان همراه باشد. اما همانطور که همسران اعتماد را بازسازی میکنند، مسئولیت اعمال خود را میپذیرند، اختلافات را حل میکنند و یکدیگر را میبخشند، این فرآیند میتواند عشق و محبت را عمیقتر و تقویت کند.
برای بهبود روند بهبودی، این مراحل را در نظر بگیرید:
اگر هر دوی شما متعهد به بهبود رابطه باشید، پاداش آن میتواند نوع جدیدی از ازدواج باشد که به رشد خود ادامه خواهد داد و احتمالاً فراتر از انتظارات قبلی شما خواهد بود
جوانسازی واژن نام دیگری برای لابیاپلاستی است. این روشی است که طول لابیا مینور (لبهای داخلی) یا لابیا ماژور (لبهای خارجی) را کاهش میدهد. این عمل معمولاً به صورت سرپایی انجام میشود و تقریباً ۱.۵ ساعت طول میکشد. این جراحی، لبهای واژن شما را به دلایل راحتی و گاهی اوقات به دلایل سلامتی، تغییر اندازه و شکل میدهد. بسیاری از زنان قبل از لابیاپلاستی، پوشیدن لباسهای تنگ، مایو یا حتی رابطه جنسی را دشوار میدانند. قبل از جراحی، باید از سلامت جسمی خوبی برخوردار باشید و سیگار نکشید.

بیماران برای ارزیابی با دکتر کاردوس ملاقات خواهند کرد. آماده باشید تا توضیح دهید که ناحیه واژن شما چگونه برایتان مشکلساز است. اگر مقاربت برایتان دردناک است یا نمیتوانید بدون ناراحتی ورزش کنید، این عوامل مهمی هستند که پزشک شما باید آنها را درک کند. در این زمان انتظارات خود را از جراحی توضیح دهید و هر سوالی که دارید، از جمله خطرات مرتبط با جراحی، بپرسید. هنگامی که کاندیدای مناسبی در نظر گرفته شدید و جراحی برنامهریزی شد، برنامهریزی کنید.
از آنجایی که این یک عمل سرپایی است، انتظار میرود که در همان روز به خانه بروید. دو نوع لابیاپلاستی وجود دارد: یکی اندازه لبهای بیرونی واژن را کاهش میدهد و دیگری اندازه لبهای داخلی را کاهش میدهد. علاوه بر این، دو نوع تکنیک وجود دارد: یکی به عنوان برش در نظر گرفته میشود که در آن دکتر کاردوس پوست اضافی اطراف لبه بیرونی لابیا را برمیدارد و تکنیک دیگر به عنوان گوهای شناخته میشود. در این حالت، جراح یک گوه V شکل را در عریضترین نقطه برش میدهد و لبهها به هم دوخته میشوند.
دستورالعملهای مراقبت از محل برش جراحی به شما داده خواهد شد و ممکن است برای تسکین درد، داروهایی تجویز شود. اکثر زنان میتوانند ظرف ۱ تا ۲ هفته پس از جراحی به روال عادی خود بازگردند، اما مهم است که حداقل ۶ هفته رابطه جنسی نداشته باشید. به محض اینکه تورم کاهش یافت و جای زخمها شروع به محو شدن کردند، باید نتایج را مشاهده کنید.
از هر شش نفر، یک نفر در سن ۱۰ تا ۱۹ سالگی است. نوجوانی دورانی منحصر به فرد و سازنده است. تغییرات جسمی، عاطفی و اجتماعی، از جمله قرار گرفتن در معرض فقر، سوءاستفاده یا خشونت، میتواند نوجوانان را در برابر مشکلات سلامت روان آسیبپذیر کند. محافظت از نوجوانان در برابر ناملایمات، ارتقای یادگیری اجتماعی-عاطفی و رفاه روانی، و تضمین دسترسی به مراقبتهای سلامت روان برای سلامت و رفاه آنها در دوران نوجوانی و بزرگسالی بسیار مهم است.
در سطح جهانی، تخمین زده میشود که از هر هفت نفر (14.3٪) از افراد 10 تا 19 ساله، یک نفر دچار مشکلات سلامت روان است (1) ، با این حال این مشکلات تا حد زیادی ناشناخته و درمان نشده باقی میمانند.
نوجوانانی که دارای مشکلات سلامت روان هستند، به ویژه در برابر طرد اجتماعی، تبعیض، انگ اجتماعی (که بر آمادگی آنها برای درخواست کمک تأثیر میگذارد)، مشکلات تحصیلی، رفتارهای پرخطر، بیماریهای جسمی و نقض حقوق بشر آسیبپذیر هستند.
نوجوانی دورهای حیاتی برای ایجاد عادات اجتماعی و عاطفی است که برای سلامت روان مهم هستند. این عادات شامل اتخاذ الگوهای خواب سالم؛ ورزش منظم؛ توسعه مهارتهای مقابله، حل مسئله و بین فردی؛ و یادگیری مدیریت احساسات میشود. محیطهای محافظتی و حمایتی در خانواده، مدرسه و جامعه وسیعتر مهم هستند.
عوامل متعددی بر سلامت روان تأثیر میگذارند. هرچه نوجوانان در معرض عوامل خطر بیشتری قرار گیرند، تأثیر بالقوه آن بر سلامت روان آنها بیشتر خواهد بود. عواملی که میتوانند در دوران نوجوانی به استرس کمک کنند شامل قرار گرفتن در معرض ناملایمات، فشار برای همرنگ شدن با همسالان و کاوش هویت است. تأثیر رسانهها و هنجارهای جنسیتی میتواند اختلاف بین واقعیت زندگی یک نوجوان و برداشتها یا آرزوهای او برای آینده را تشدید کند. سایر عوامل تعیینکننده مهم شامل کیفیت زندگی خانگی و روابط آنها با همسالان است. خشونت (به ویژه خشونت جنسی و قلدری)، فرزندپروری خشن و مشکلات شدید و اجتماعی-اقتصادی، خطرات شناخته شدهای برای سلامت روان هستند.
برخی از نوجوانان به دلیل شرایط زندگی، انگ اجتماعی، تبعیض یا محرومیت، یا عدم دسترسی به حمایت و خدمات باکیفیت، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماریهای روانی هستند. این موارد شامل نوجوانانی میشود که در محیطهای بشردوستانه و آسیبپذیر زندگی میکنند؛ نوجوانانی که مبتلا به بیماریهای مزمن، اختلال طیف اوتیسم، معلولیت ذهنی یا سایر بیماریهای عصبی هستند؛ نوجوانان باردار، والدین نوجوان یا کسانی که در ازدواجهای زودهنگام یا اجباری هستند؛ کودکان یتیم؛ و نوجوانانی از اقلیتهای قومی یا جنسی یا سایر گروههای مورد تبعیض.
اختلالات عاطفی در بین نوجوانان شایع است. اختلالات اضطرابی (که ممکن است شامل وحشت یا نگرانی بیش از حد باشد) شایعترین اختلال در این گروه سنی است و در بین نوجوانان مسنتر بیشتر از نوجوانان جوانتر دیده میشود. تخمین زده میشود که 4.1٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 5.3٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله دچار اختلال اضطرابی هستند (1) . تخمین زده میشود که افسردگی در بین 1.3٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 3.4٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) . افسردگی و اضطراب برخی از علائم مشابه، از جمله تغییرات سریع و غیرمنتظره در خلق و خو را دارند.
اختلالات اضطرابی و افسردگی میتوانند عمیقاً بر حضور در مدرسه و انجام تکالیف تأثیر بگذارند. گوشهگیری اجتماعی میتواند انزوا و تنهایی را تشدید کند. افسردگی میتواند منجر به خودکشی شود.
اختلالات رفتاری در بین نوجوانان خردسال بیشتر از نوجوانان بزرگتر شایع است. اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، که با مشکل در توجه و/یا فعالیت بیش از حد و عمل بدون توجه به عواقب مشخص میشود، در بین 2.7٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 2.2٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) . اختلال سلوک (شامل علائم رفتار مخرب یا چالش برانگیز) در بین 3.3٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 1.8٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) . اختلالات رفتاری میتوانند بر آموزش نوجوانان تأثیر بگذارند و خطر رفتار مجرمانه را افزایش دهند.
اختلالات خوردن، مانند بیاشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، معمولاً در دوران نوجوانی و جوانی بروز میکنند. اختلالات خوردن شامل رفتارهای غیرطبیعی در خوردن و مشغولیت ذهنی با غذا است که در بیشتر موارد با نگرانی در مورد وزن و شکل بدن همراه است. دختران بیشتر از پسران تحت تأثیر قرار میگیرند. اختلالات خوردن میتوانند بر سلامت جسمی تأثیر بگذارند و اغلب با افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد مخدر همراه هستند. این اختلالات در حدود 0.1٪ از افراد 10 تا 14 ساله و 0.4٪ از افراد 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1). این اختلالات با خودکشی مرتبط هستند. بیاشتهایی عصبی میتواند منجر به مرگ زودرس شود، که اغلب به دلیل عوارض پزشکی یا خودکشی است و میزان مرگ و میر بالاتری نسبت به سایر اختلالات روانی دارد.
شرایطی که شامل علائم روانپریشی هستند، معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بروز میکنند. علائم میتوانند شامل توهم یا هذیان باشند. این تجربیات میتوانند توانایی نوجوان را در مشارکت در زندگی روزمره و آموزش مختل کنند و اغلب منجر به انگ اجتماعی یا نقض حقوق بشر شوند. اسکیزوفرنی در 0.1٪ از افراد 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) .
خودکشی سومین علت اصلی مرگ و میر در نوجوانان و جوانان (15 تا 29 سال) است (2) . عوامل خطر خودکشی چند وجهی هستند و شامل مصرف مضر الکل، سوءاستفاده در دوران کودکی، انگ اجتماعی علیه کمک خواهی، موانع دسترسی به مراقبت و دسترسی به وسایل خودکشی میشوند. رسانههای دیجیتال، مانند هر رسانه دیگری، میتوانند نقش مهمی در تقویت یا تضعیف تلاشهای پیشگیری از خودکشی داشته باشند.
بسیاری از رفتارهای پرخطر برای سلامتی، مانند مصرف مواد یا رفتارهای پرخطر جنسی، در دوران نوجوانی شروع میشوند. رفتارهای پرخطر میتوانند یک استراتژی بیفایده برای مقابله با مشکلات عاطفی باشند و میتوانند به شدت بر سلامت روانی و جسمی نوجوان تأثیر بگذارند.
جوانان به ویژه در برابر ایجاد الگوهای مضر مصرف مواد که میتوانند در طول عمر ادامه یابند، آسیبپذیر هستند. در سال 2019، شیوع مصرف الکل در بین افراد 15 تا 19 ساله در سراسر جهان بالا (22٪) بود و تفاوتهای جنسیتی بسیار کمی وجود داشت و افزایش مصرف در برخی مناطق را نشان میداد (3).
مصرف دخانیات و حشیش از نگرانیهای دیگر است. بسیاری از سیگاریهای بزرگسال اولین سیگار خود را قبل از سن 18 سالگی کشیدهاند. در سال 2022، شیوع مصرف حشیش در بین نوجوانان در سطح جهان بیشتر از بزرگسالان بود (به ترتیب 5.5 درصد در مقایسه با 4.4 درصد) (4).
ارتکاب خشونت یک رفتار پرخطر است که میتواند احتمال افت تحصیلی، آسیبدیدگی، مشارکت در جرم یا مرگ را افزایش دهد. خشونت بین فردی در سال 2021 در میان علل اصلی مرگ نوجوانان بزرگتر قرار گرفت (1) .
مداخلات ارتقای سلامت روان و پیشگیری با هدف تقویت ظرفیت فرد برای تنظیم احساسات، افزایش جایگزینهایی برای رفتارهای پرخطر، ایجاد تابآوری برای مدیریت موقعیتهای دشوار و ناملایمات و ترویج محیطها و شبکههای اجتماعی حمایتی انجام میشود.
این برنامهها نیازمند رویکردی چندسطحی با پلتفرمهای ارائه متنوع - برای مثال، رسانههای دیجیتال، مراکز مراقبتهای بهداشتی یا اجتماعی، مدارس یا جامعه - و استراتژیهای متنوع برای دسترسی به نوجوانان، به ویژه آسیبپذیرترین آنها هستند.
رسیدگی به نیازهای نوجوانان مبتلا به بیماریهای روانی بسیار مهم است. اجتناب از بستری شدن در مراکز درمانی و پزشکیسازی بیش از حد، اولویت دادن به رویکردهای غیردارویی و احترام به حقوق کودکان مطابق با کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد و سایر اسناد حقوق بشر، برای سلامت روان نوجوانان کلیدی است.
طبق اعلام کالج سلطنتی متخصصان زنان و زایمان (RCOG) ، بیش از 60 درصد از زنانی که در بریتانیا زندگی میکنند، حداقل یکی از علائم سلامت ضعیف کف لگن را تجربه میکنند .
و زنان تنها کسانی نیستند که رنج میبرند. اختلال عملکرد کف لگن، که علائم آن میتواند شامل بیاختیاری ادرار، نفخ غیرقابل کنترل و افتادگی دردناک اندام باشد، مردان و حتی کودکان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین، در اینجا 10 نکته برتر ما برای تقویت عضلات کف لگن شما - صرف نظر از علائم شما - آورده شده است.
با این حال، اگر هدف شما سلامت بهتر عضلات کف لگن است، ممکن است منطقی باشد که به جای ورزشهای پربرخورد مانند دویدن و ایروبیک، فعالیتهای تقویتی مانند پیلاتس و یوگا را انجام دهید.
پیلاتس به طور خاص برای تقویت عضلات مرکزی بدن طراحی شده است، که آن را به راهی عالی برای مقابله با بیاختیاری ادرار ناشی از استرس ناشی از فعالیتهای روزمره مانند سرفه یا خنده تبدیل میکند.
علاوه بر فعال ماندن به طور کلی، افراد مبتلا به اختلال عملکرد کف لگن میتوانند با عادت کردن به انجام تمرینات کف لگن، تفاوت زیادی در علائم خود ایجاد کنند.
سرویس سلامت همگانی (NHS) این توصیه را دارد:
همچنین توصیه میشود بین هر ست تمرین استراحت کنید.
وقتی در تمرینات کف لگن مهارت پیدا کردید، تغییر مدت زمانی که عضلات کف لگن خود را منقبض میکنید نیز میتواند مفید باشد.
اگر میتوانید، سعی کنید یک سری انقباضات کوتاه شامل ۱۰ انقباض کوتاه و یک انقباض طولانیتر که تا ۱۰ ثانیه طول میکشد را انجام دهید (در حین انجام این کار، نفس کشیدن را فراموش نکنید!).
سپس تکرار کنید تا عضلات خسته شوند.
میتوانید این کار را یک یا چند بار در روز انجام دهید؛ هر چه بیشتر تمرین کنید، پیشرفت بیشتری خواهید دید.
ممکن است فکر کنید مصرف زیاد مایعات علائم بیاختیاری ادرار را بدتر میکند، نه بهتر.
اما در واقع، محدود کردن مصرف مایعات میتواند با کاهش ظرفیت مثانه، بیاختیاری را تشدید کند.
همچنین میتواند باعث یبوست شود - یا یبوست موجود را بدتر کند - که خبر بدتری برای کف لگن شماست.
بنابراین، سعی کنید هر روز مقدار زیادی آب و مایعات دیگر مانند شیر، آبمیوه یا چای بنوشید.
دستورالعملهای فعلی NHS نوشیدن بین شش تا هشت لیوان مایعات در روز را توصیه میکند.
اضافه وزن میتواند به دلیل فشار اضافی بافت چربی روی مثانه، عضلات کف لگن شما را تضعیف کند.
اگر اضافه وزن دارید، کاهش وزن اضافی میتواند برای از بین بردن کامل علائم اختلال عملکرد کف لگن شما کافی باشد.
از نظر رژیم غذایی، اجتناب از غذاهای تند و اسیدی مانند کاری و آب پرتقال نیز منطقی است، زیرا میتوانند مثانه را تحریک کرده و علائم بیاختیاری را بدتر کنند.
بلند کردن وزنههای سنگین، چه در باشگاه و چه در خانه، وقتی کودک نوپای خود را بلند میکنید، به عضلات کف لگن شما فشار وارد میکند.
اگر اختلال عملکرد کف لگن دارید، بنابراین باید تا حد امکان از آن اجتناب کنید.
اگر لازم است چیزی را بلند کنید، مهم است که قبل و در حین بلند کردن، عضلات لگن خود را سفت کنید تا از آسیب بیشتر به کف لگن خود جلوگیری کنید.
هر عادت بدی که داشته باشید، احتمالاً کمکی به علائم اختلال عملکرد کف لگن شما نخواهد کرد.
کافئین مثانه را تحریک میکند و میتواند بیاختیاری را بدتر کند؛ الکل یک ماده ادرارآور است که باعث میشود بیشتر ادرار کنید و بنابراین میتواند بیاختیاری را تشدید کند؛ و سیگار کشیدن ایده بدی است زیرا سرفه فشار غیرضروری بر عضلات کف لگن شما وارد میکند.
بنابراین، کاهش یا توقف کامل آن، راهی عالی برای بهبود سلامت کف لگن است.
زور زدن در هنگام دفع مدفوع، عضلات کف لگن شما را ضعیف میکند، بنابراین درمان سریع یبوست برای جلوگیری از مشکلات بیشتر بسیار مهم است.
تغییرات رژیم غذایی و سبک زندگی مانند ورزش بیشتر و خوردن فیبر بیشتر اغلب میتواند کمک کند.
همچنین ممکن است مفید باشد که هنگام رفتن به دستشویی، یک زیرپایی زیر پاهای خود قرار دهید، زیرا این کار میتواند به شما کمک کند تا رودههای خود را به طور مؤثرتری خالی کنید.
اپلیکیشن Squeezy 2 سرویس سلامت همگانی (NHS) بهطور خاص برای کمک به افراد مبتلا به اختلال عملکرد کف لگن در مدیریت علائمشان طراحی شده است.
نه تنها نحوه انجام تمرینات کف لگن را برای اطمینان از حداکثر اثربخشی توضیح میدهد، بلکه دستورالعملها یا یادآوریهایی را برای انجام تمرینات به تلفن همراه شما ارسال میکند.
از دیگر ویژگیها میتوان به دفترچه یادداشت علائم اشاره کرد که به شما کمک میکند پیشرفت خود را پیگیری کنید.
از طرف دیگر، میتوانید به سادگی خودتان را آموزش دهید تا تمرینات کف لگن را همزمان با رویدادهای روزانه طبیعی مانند رانندگی به محل کار یا مسواک زدن انجام دهید.
اگرچه بیش از ۶۰۰ مرد و زن در سراسر جهان در برههای از زندگی خود اختلال عملکرد کف لگن را تجربه میکنند، بسیاری از آنها در سکوت رنج میبرند زیرا از درخواست کمک خجالت میکشند.
یکی از آنها نباشید! بسته به علائم شما، گزینههای درمانی زیادی وجود دارد.
و یکی از محبوبترین - و مؤثرترین - تمرینات کف لگن، چه به تنهایی و چه تحت نظر یک فیزیوتراپیست سلامت لگن، است.
شما میتوانید با استفاده از این فهرست مفید، یک متخصص طب فیزیکی در نزدیکی خود پیدا کنید.
اگر با علائم خود دست و پنجه نرم میکنید، همیشه ارزش دارد که با پزشک عمومی خود قرار ملاقات بگذارید.
باور کنید - این اولین باری نیست که او با کسی که سلامت کف لگن ضعیفی دارد، مواجه میشود.
استرس یک احساس رایج است که وقتی احساس میکنیم تحت فشار، غرق شدن یا ناتوانی در کنار آمدن هستیم، به آن دچار میشویم. مقادیر کم استرس میتواند برای ما خوب باشد و ما را برای رسیدن به اهدافی مانند شرکت در امتحان یا سخنرانی انگیزه دهد. اما مقدار زیاد آن، به خصوص وقتی که از کنترل خارج شود، میتواند بر خلق و خو، سلامت جسمی و روانی و روابط ما تأثیر منفی بگذارد.
کودکان همیشه مانند بزرگسالان استرس را تجربه نمیکنند. در حالی که استرس مرتبط با کار در بین بزرگسالان رایج است، اکثر کودکان زمانی که نمیتوانند با موقعیتهای تهدیدآمیز، دشوار یا دردناک کنار بیایند، استرس را تجربه میکنند. این موارد عبارتند از:
استرس میتواند در کودکان زمانی ایجاد شود که با چیزی جدید یا غیرمنتظره مواجه میشوند.
برای کودکان خردسال، تنشهای موجود در خانه مانند خشونت خانگی، جدایی والدین یا مرگ یکی از عزیزان از علل شایع استرس هستند. مدرسه یکی دیگر از دلایل رایج است - پیدا کردن دوستان جدید یا شرکت در امتحانات میتواند باعث شود کودکان احساس غرق شدن کنند.
با بزرگتر شدن کودکان، منابع استرس آنها میتواند افزایش یابد زیرا تغییرات بزرگتری در زندگی خود تجربه میکنند، مانند گروههای جدید دوستان، تکالیف مدرسه بیشتر و دسترسی بیشتر به رسانههای اجتماعی و اخبار گستردهتر در جهان. بسیاری از نوجوانان تحت تأثیر مسائل اجتماعی مانند تغییرات اقلیمی و تبعیض قرار میگیرند.
مهم است به یاد داشته باشید که کودکان مانند «اسفنج» هستند و اتفاقات اطراف خود را جذب میکنند. آنها متوجه میشوند که والدینشان تحت استرس هستند و ممکن است به آن حالت عاطفی، هر چه که باشد، واکنش نشان دهند.
کودکان و نوجوانان همیشه هوش هیجانی یا دایره لغات کافی برای ابراز کامل احساسات خود را ندارند. در حالی که کودکان خردسالتر ممکن است به دلیل سن و سطح رشدشان، درک درستی از آنچه واقعاً اتفاق میافتد، نداشته باشند، برای آنها، یک موقعیت جدید یا متفاوت، صرفاً احساسی متفاوت، ناراحتکننده، غیرقابل پیشبینی و حتی ترسناک دارد.
> کشف کنید: نکات و منابعی برای حمایت از سلامت روان خانوادهتان
وقتی بدن تحت استرس است، هورمونهایی مانند آدرنالین و کورتیزول تولید میکند که ما را برای اقدام فوری آماده میکنند - که به عنوان پاسخ «جنگ یا گریز» نیز شناخته میشود. این میتواند تأثیرات زیادی بر ذهن و بدن کودک داشته باشد، مانند:
این علائم اغلب میتوانند منجر به استرس بیشتر شوند. مهم است که به فرزندتان کمک کنید تا راههایی برای مقابله با آن پیدا کند تا بتواند به محض وقوع، با آن مقابله کند.
وقتی کودکان احساس استرس میکنند، والدین میتوانند نقش مهمی در کمک به آنها برای یافتن راههایی برای مقابله با آن داشته باشند.
مانند بزرگسالان، کودکان هم گاهی اوقات نیاز دارند که به آنها یادآوری شود که با خودشان مهربان باشند.
فرزندتان را تشویق کنید که بیرون برود، بازی کند و با دوستانش وقت بگذراند. ورزش و فعالیتهایی مانند مدیتیشن و تنفس عمیق در کاهش استرس مفید هستند.
تنفس شکمی بسیار آرامشبخش است و به ما کمک میکند تا اکسیژن را به عمق ریههایمان بکشیم. در اینجا یک فرآیند آسان ۳ مرحلهای ارائه شده است: دست خود را روی شکم خود قرار دهید. ۵ نفس عمیق بکشید، ۵ ثانیه دم و ۵ ثانیه بازدم انجام دهید، از طریق بینی نفس بکشید و از طریق دهان بازدم کنید. توضیح دهید که وقتی فرزندتان نفس میکشد، شکم خود را مانند یک بادکنک به آرامی باد میکند و هنگام بازدم، هوا به آرامی دوباره از بادکنک خارج میشود.
بزرگترین نشانه بیاختیاری ادرار این است که نتوانید همیشه زمان ادرار کردن خود را کنترل کنید.
اما اگر علائم زیر را دارید، ممکن است دچار بیاختیاری ادرار نیز باشید:
بسیاری از زنان نوعی بیاختیاری ادرار دارند . در واقع، از هر هشت زن، یک نفر نمیتواند همیشه زمان ادرار کردن خود را کنترل کند (که به آن نشت ادرار یا بیاختیاری ادرار نیز میگویند ).
بسیاری از زنان پس از زایمان نمیتوانند ادرار خود را کنترل کنند. اما اکثر مادران جدید این اتفاقات را عادی میدانند. با این حال، بیاختیاری ادرار حتی یکی از شایعترین عوارض کف لگن پس از زایمان است .
اگرچه حوادث حمام رایج هستند، اما این بدان معنا نیست که نمیتوانید درمان شوید.
وقتی مثانه شما پر است، عضلات مثانه شما حرکت میکنند یا منقبض میشوند . این حرکت در عضلات شما به شما کمک میکند تا ادرار را از بدن خود خارج کنید تا بتوانید ادرار کنید.
اگر بیاختیاری ادرار دارید، این بدان معناست که همیشه نمیتوانید حرکت عضلات مثانه خود را کنترل کنید.
وقتی مثانهی بیشفعال دارید، عضلات مثانهتان قبل از اینکه واقعاً پر شود، منقبض میشوند. این انقباضات عضلانی باعث میشود که شما بهطور تصادفی ادرار کنید، حتی اگر مثانهتان کاملاً پر نشده باشد و هنوز نیازی به تخلیهی خود نداشته باشد.
بسیاری از شرایط پزشکی میتوانند باعث مثانه بیش فعال شوند:
اگرچه شرایط پزشکی میتوانند باعث مثانه بیشفعال شوند، اما مهم است به یاد داشته باشید که حتی اگر کاملاً سالم باشید، باز هم ممکن است بیاختیاری ادرار داشته باشید.
عوامل خطر زیادی وجود دارد که احتمال ابتلا به بیاختیاری ادرار را افزایش میدهد:
مثانه بیش فعال (که OAB نیز نامیده میشود) نام دیگری برای بیاختیاری فوریتی است. دو نشانه اصلی بیاختیاری فوریتی وجود دارد:
بیاختیاری استرسی متفاوت است. این اتفاق زمانی میافتد که مثانه شما در موارد زیر تحت فشار قرار میگیرد:
از آنجا که مثانه شما تحت فشار است، ادرار بدون کنترل شما از مثانه خارج میشود.
اگر هر یک از معیارهای زیر در مورد شما صدق کند، احتمال ابتلا به بیاختیاری استرسی افزایش مییابد:
چندین کار وجود دارد که میتوانید در خانه امتحان کنید تا هنگام رفتن به دستشویی کنترل بیشتری روی آنها داشته باشید:
اگر درمانهای خانگی مؤثر نبودند، مراجعه به متخصص زنان و زایمان میتواند ایده خوبی باشد. متخصصان زنان و زایمان، پزشکانی هستند که در درمان بیماریهایی که مثانه و سایر اندامهای لگن شما، از جمله واژن، دهانه رحم و رحم را تحت تأثیر قرار میدهند، تخصص دارند.
متخصص زنان و زایمان میتواند درمانهای دیگری مانند فیزیوتراپی یا دستگاههایی که میتوانید داخل واژن خود قرار دهید (مانند پساری) را توصیه کند.
از هر شش نفر، یک نفر در سن ۱۰ تا ۱۹ سالگی است. نوجوانی دورانی منحصر به فرد و سازنده است. تغییرات جسمی، عاطفی و اجتماعی، از جمله قرار گرفتن در معرض فقر، سوءاستفاده یا خشونت، میتواند نوجوانان را در برابر مشکلات سلامت روان آسیبپذیر کند. محافظت از نوجوانان در برابر ناملایمات، ارتقای یادگیری اجتماعی-عاطفی و رفاه روانی و تضمین دسترسی به مراقبتهای سلامت روان برای سلامت و رفاه آنها در دوران نوجوانی و بزرگسالی بسیار مهم است.
در سطح جهانی، تخمین زده میشود که از هر هفت نفر (14.3٪) از افراد 10 تا 19 ساله، یک نفر دچار مشکلات سلامت روان است (1) ، با این حال این مشکلات تا حد زیادی ناشناخته و درمان نشده باقی میمانند.
نوجوانانی که دارای مشکلات سلامت روان هستند، به ویژه در برابر طرد اجتماعی، تبعیض، انگ اجتماعی (که بر آمادگی آنها برای درخواست کمک تأثیر میگذارد)، مشکلات تحصیلی، رفتارهای پرخطر، بیماریهای جسمی و نقض حقوق بشر آسیبپذیر هستند.
نوجوانی دورهای حیاتی برای ایجاد عادات اجتماعی و عاطفی است که برای سلامت روان مهم هستند. این عادات شامل اتخاذ الگوهای خواب سالم؛ ورزش منظم؛ توسعه مهارتهای مقابله، حل مسئله و بین فردی؛ و یادگیری مدیریت احساسات میشود. محیطهای محافظتی و حمایتی در خانواده، مدرسه و جامعه وسیعتر مهم هستند.
عوامل متعددی بر سلامت روان تأثیر میگذارند. هرچه نوجوانان در معرض عوامل خطر بیشتری قرار گیرند، تأثیر بالقوه آن بر سلامت روان آنها بیشتر خواهد بود. عواملی که میتوانند در دوران نوجوانی به استرس کمک کنند شامل قرار گرفتن در معرض ناملایمات، فشار برای همرنگ شدن با همسالان و کاوش هویت است. تأثیر رسانهها و هنجارهای جنسیتی میتواند اختلاف بین واقعیت زندگی یک نوجوان و برداشتها یا آرزوهای او برای آینده را تشدید کند. سایر عوامل تعیینکننده مهم شامل کیفیت زندگی خانگی و روابط آنها با همسالان است. خشونت (به ویژه خشونت جنسی و قلدری)، فرزندپروری خشن و مشکلات شدید و اجتماعی-اقتصادی، خطرات شناخته شدهای برای سلامت روان هستند.
برخی از نوجوانان به دلیل شرایط زندگی، انگ اجتماعی، تبعیض یا محرومیت، یا عدم دسترسی به حمایت و خدمات باکیفیت، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماریهای روانی هستند. این موارد شامل نوجوانانی میشود که در محیطهای بشردوستانه و آسیبپذیر زندگی میکنند؛ نوجوانانی که مبتلا به بیماریهای مزمن، اختلال طیف اوتیسم، معلولیت ذهنی یا سایر بیماریهای عصبی هستند؛ نوجوانان باردار، والدین نوجوان یا کسانی که در ازدواجهای زودهنگام یا اجباری هستند؛ کودکان یتیم؛ و نوجوانانی از اقلیتهای قومی یا جنسی یا سایر گروههای مورد تبعیض.
اختلالات عاطفی در بین نوجوانان شایع است. اختلالات اضطرابی (که ممکن است شامل وحشت یا نگرانی بیش از حد باشد) شایعترین اختلال در این گروه سنی است و در بین نوجوانان مسنتر بیشتر از نوجوانان جوانتر دیده میشود. تخمین زده میشود که 4.1٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 5.3٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله دچار اختلال اضطرابی هستند (1) . تخمین زده میشود که افسردگی در بین 1.3٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 3.4٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) . افسردگی و اضطراب برخی از علائم مشابه، از جمله تغییرات سریع و غیرمنتظره در خلق و خو را دارند.
اختلالات اضطرابی و افسردگی میتوانند عمیقاً بر حضور در مدرسه و انجام تکالیف تأثیر بگذارند. گوشهگیری اجتماعی میتواند انزوا و تنهایی را تشدید کند. افسردگی میتواند منجر به خودکشی شود.
اختلالات رفتاری در بین نوجوانان خردسال بیشتر از نوجوانان بزرگتر شایع است. اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، که با مشکل در توجه و/یا فعالیت بیش از حد و عمل بدون توجه به عواقب مشخص میشود، در بین 2.7٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 2.2٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) . اختلال سلوک (شامل علائم رفتار مخرب یا چالش برانگیز) در بین 3.3٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 1.8٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) . اختلالات رفتاری میتوانند بر آموزش نوجوانان تأثیر بگذارند و خطر رفتار مجرمانه را افزایش دهند.
اختلالات خوردن، مانند بیاشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، معمولاً در دوران نوجوانی و جوانی بروز میکنند. اختلالات خوردن شامل رفتارهای غیرطبیعی در خوردن و مشغولیت ذهنی با غذا است که در بیشتر موارد با نگرانی در مورد وزن و شکل بدن همراه است. دختران بیشتر از پسران تحت تأثیر قرار میگیرند. اختلالات خوردن میتوانند بر سلامت جسمی تأثیر بگذارند و اغلب با افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد مخدر همراه هستند. این اختلالات در حدود 0.1٪ از افراد 10 تا 14 ساله و 0.4٪ از افراد 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1). این اختلالات با خودکشی مرتبط هستند. بیاشتهایی عصبی میتواند منجر به مرگ زودرس شود، که اغلب به دلیل عوارض پزشکی یا خودکشی است و میزان مرگ و میر بالاتری نسبت به سایر اختلالات روانی دارد.
شرایطی که شامل علائم روانپریشی هستند، معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بروز میکنند. علائم میتوانند شامل توهم یا هذیان باشند. این تجربیات میتوانند توانایی نوجوان را در مشارکت در زندگی روزمره و آموزش مختل کنند و اغلب منجر به انگ اجتماعی یا نقض حقوق بشر شوند. اسکیزوفرنی در 0.1٪ از افراد 15 تا 19 ساله رخ میدهد (1) .
خودکشی سومین علت اصلی مرگ و میر در نوجوانان و جوانان (15 تا 29 سال) است (2) . عوامل خطر خودکشی چند وجهی هستند و شامل مصرف مضر الکل، سوءاستفاده در دوران کودکی، انگ اجتماعی علیه کمک خواهی، موانع دسترسی به مراقبت و دسترسی به وسایل خودکشی میشوند. رسانههای دیجیتال، مانند هر رسانه دیگری، میتوانند نقش مهمی در تقویت یا تضعیف تلاشهای پیشگیری از خودکشی داشته باشند.
بسیاری از رفتارهای پرخطر برای سلامتی، مانند مصرف مواد یا رفتارهای پرخطر جنسی، در دوران نوجوانی شروع میشوند. رفتارهای پرخطر میتوانند یک استراتژی بیفایده برای مقابله با مشکلات عاطفی باشند و میتوانند به شدت بر سلامت روانی و جسمی نوجوان تأثیر بگذارند.
جوانان به ویژه در برابر ایجاد الگوهای مضر مصرف مواد که میتوانند در طول عمر ادامه یابند، آسیبپذیر هستند. در سال 2019، شیوع مصرف الکل در بین افراد 15 تا 19 ساله در سراسر جهان بالا (22٪) بود و تفاوتهای جنسیتی بسیار کمی وجود داشت و افزایش مصرف در برخی مناطق را نشان میداد (3).
مصرف دخانیات و حشیش از نگرانیهای دیگر است. بسیاری از سیگاریهای بزرگسال اولین سیگار خود را قبل از سن 18 سالگی کشیدهاند. در سال 2022، شیوع مصرف حشیش در بین نوجوانان در سطح جهان بیشتر از بزرگسالان بود (به ترتیب 5.5 درصد در مقایسه با 4.4 درصد) (4).
ارتکاب خشونت یک رفتار پرخطر است که میتواند احتمال افت تحصیلی، آسیبدیدگی، مشارکت در جرم یا مرگ را افزایش دهد. خشونت بین فردی در سال 2021 در میان علل اصلی مرگ نوجوانان بزرگتر قرار گرفت (1) .
مداخلات ارتقای سلامت روان و پیشگیری با هدف تقویت ظرفیت فرد برای تنظیم احساسات، افزایش جایگزینهایی برای رفتارهای پرخطر، ایجاد تابآوری برای مدیریت موقعیتهای دشوار و ناملایمات و ترویج محیطها و شبکههای اجتماعی حمایتی انجام میشود.
این برنامهها نیازمند رویکردی چندسطحی با پلتفرمهای ارائه متنوع - برای مثال، رسانههای دیجیتال، مراکز مراقبتهای بهداشتی یا اجتماعی، مدارس یا جامعه - و استراتژیهای متنوع برای دسترسی به نوجوانان، به ویژه آسیبپذیرترین آنها هستند.
رسیدگی به نیازهای نوجوانان مبتلا به بیماریهای روانی بسیار مهم است. اجتناب از بستری شدن در مراکز درمانی و پزشکیسازی بیش از حد، اولویت دادن به رویکردهای غیردارویی و احترام به حقوق کودکان مطابق با کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد و سایر اسناد حقوق بشر، برای سلامت روان نوجوانان کلیدی است.
زگیل تناسلی توسط ویروسی به نام ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) ایجاد میشود. انواع مختلفی از HPV وجود دارد.
زگیل تناسلی در افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند (سیستم ایمنی ضعیف) شایع است.
شما میتوانید از طریق موارد زیر به زگیل تناسلی مبتلا شوید:
شما از طریق موارد زیر به زگیل تناسلی مبتلا نمیشوید:
با پزشک عمومی خود تماس بگیرید. اگر فکر کنند که ممکن است زگیل تناسلی داشته باشید، احتمالاً شما را به یک کلینیک سلامت جنسی ارجاع میدهند.
بسیاری از کلینیکهای سلامت جنسی خدمات بدون وقت قبلی ارائه میدهند که در این صورت نیازی به تعیین وقت قبلی ندارید.
پزشک یا پرستار معمولاً میتوانند با نگاه کردن به زگیلها، آنها را تشخیص دهند.
آنها:
نمیتوان فهمید که از چه کسی زگیل تناسلی گرفتهاید یا چه مدت است که به این عفونت مبتلا هستید.
هیچ درمانی برای زگیل تناسلی وجود ندارد. این بدان معناست که هیچ دارویی وجود ندارد که بتوانید برای همیشه از شر آنها خلاص شوید.
گاهی اوقات زگیلهای تناسلی بدون درمان خود به خود از بین میروند، اما اکثر افراد ترجیح میدهند که آنها را درمان کنند.
درمان زگیل تناسلی باید توسط پزشک تجویز شود. نوع درمان بستگی به نوع زگیل شما دارد.
درمانها شامل موارد زیر است:
ممکن است هفتهها یا ماهها طول بکشد تا درمان مؤثر واقع شود و زگیلها دوباره برگردند. این درمان برای برخی افراد مؤثر نیست.
زایمان سه مرحله دارد. مرحله اول زمانی است که دهانه رحم شما باز میشود و نوزاد شما در کانال زایمان حرکت میکند. مرحله دوم زمانی است که نوزاد شما به دنیا میآید و مرحله سوم زمانی است که جفت خارج میشود.
درک مراحل زایمان میتواند به شما کمک کند تا بدانید در طول زایمان چه اتفاقی میافتد.
این مرحله زمانی شروع میشود که دهانه رحم شروع به نرم شدن و باز شدن میکند. مرحله اول زمانی کامل میشود که دهانه رحم حدود ۱۰ سانتیمتر باز شده باشد.
در مراحل بسیار اولیه زایمان، دهانه رحم شما نرم و بسیار نازک میشود. این روند میتواند ساعتها و حتی روزها ادامه یابد. در این مرحله اولیه، ممکن است برای مدتی هیچ چیزی احساس نکنید. در نهایت، ممکن است کمی درد و ناراحتی احساس کنید، اما هیچ الگویی وجود ندارد و انقباضات نامنظم هستند.
در اوایل درد زایمان ممکن است موارد زیر را داشته باشید:
در اوایل درد زایمان، بدن شما برای تولد آماده میشود. کارهایی که میتوانید انجام دهید:
در نهایت، با نزدیک شدن به پایان مرحله اول زایمان، کمی احساس بیقراری و خستگی بیشتری خواهید کرد و دردتان شدیدتر میشود. درد مانند موجهایی خواهد بود که از کوچک شروع میشوند و به اوج میرسند و سپس دوباره فروکش میکنند. با نزدیک شدن به مرحله دوم، زمان بین هر موج کمتر خواهد شد. وقتی کمتر از سه تا پنج دقیقه بین هر موج فاصله باشد، زمان مراجعه به بیمارستان است.
همیشه مشخص نیست که آیا زایمان شروع شده است یا خیر. اگر مطمئن نیستید یا نگران هستید، با بیمارستان خود تماس بگیرید. گاهی اوقات فقط صحبت کردن در مورد علائم برای آرامش شما کافی است. از طرف دیگر، در طول مکالمه، شما و ماما ممکن است تصمیم بگیرید که زمان مراجعه به ماما فرا رسیده است.
ماما از شما خواهد پرسید که انقباضات خود را چگونه و در کجا احساس میکنید، چند وقت یکبار اتفاق میافتند و چقدر طول میکشند. این به آنها کمک میکند تا بدانند زایمان شما چقدر پیشرفت داشته است.
اگر علائم قوی زایمان مانند پاره شدن کیسه آب، انقباضات منظم یا خونریزی وجود دارد، بهتر است با بیمارستان تماس بگیرید.
اگر در حال زایمان نیستید یا اگر زایمان هنوز شروع نشده است، بسته به شرایط شما، معمولاً بهتر است در خانه بمانید. تحقیقات نشان داده است که اگر زنان در مراحل اولیه در خانه بمانند، زایمان بسیار بهتری خواهند داشت.
مرحله دوم، دوره زمانی از زمانی که دهانه رحم کاملاً باز میشود تا زمانی که نوزاد به دنیا میآید را توصیف میکند.
در مرحله دوم ممکن است موارد زیر را داشته باشید:
کارهایی که میتوانید در مرحله دوم انجام دهید:
این روزها، بسیاری از بیمارستانها طوری تجهیز شدهاند که به شما اجازه میدهند در وان زایمان کنید. بسیاری از زنان متوجه میشوند که این کار به آرامش و مدیریت درد کمک میکند. برخی از بیمارستانها همچنین این امکان را برای زنان فراهم میکنند که در طول زایمان در وان بمانند. این امر معمولاً به در دسترس بودن ماما یا متخصص زنان و زایمانی که در زمینه زایمان در آب آموزش دیده باشد و اینکه آیا زایمان شما بدون هیچ مشکلی پیش میرود یا خیر، بستگی دارد. ماما در طول فرآیند زایمان باید به نوزاد شما دسترسی خوبی داشته باشد و در صورت بروز هرگونه مشکلی بتواند شما را از وان بیرون بیاورد. اگر این ملاحظات رعایت شود، زایمان در آب بسیار ایمن است.
در بخش زنان، در صورتی که برای شما و نوزادتان بیخطر تشخیص داده شود، میتوانید زایمان در آب را انتخاب کنید.
وقتی میل به زور زدن به سراغتان میآید، میتواند طاقتفرسا باشد. مرحله زور زدن برای هر زن متفاوت است، اما میتواند تا دو ساعت طول بکشد، معمولاً اگر قبلاً زایمان کرده باشید، کمتر طول میکشد. گذشته از میل به زور زدن، احتمالاً موارد زیر را احساس خواهید کرد:
بهترین کاری که میتوانید در این مرحله انجام دهید این است که سعی کنید نفس عمیق بکشید، استراحت کنید و از میل بدن خود برای زور زدن پیروی کنید. به مامای خود که شما را راهنمایی خواهد کرد، اعتماد کنید و به او گوش دهید.
مرحله سوم پس از تولد نوزاد شما شروع میشود و با خروج جفت و غشاها به پایان میرسد.
در مرحله سوم ممکن است موارد زیر را داشته باشید:
ماما معمولاً بند ناف را میکشد تا جفت را بیرون بیاورد، اما ممکن است از شما بخواهد که با فشار دادن آرام به او کمک کنید.